قسم دوم [ در ورود رايات ملك دينار بكرمان و وصف فضايل آن پادشاه ]
در ورود رايات ملك دينار بكرمان و وصف فضايل و شرح اخلاق حميده و خصال پسنديده كه در ذات بزرگوار آن پادشاه مركبست و تحريض بر عدل و فضيلت آن و ذكر چند معانى كه تعلق بسياست دارد .
فصل ، جملهء اصحاب نجوم اتفاق نمودند كه چون قران هفتم بگذرد در قران هشتم سيّارات هفتگانه در برج ميزان جمع مىشوند و به حساب قران در برج سنبله مىبايد و حكم كردند كه اين اجتماع سيّارات در برج ميزان موجب خرابى عالمست و اكثر عمارات بباد و زلزله برخيزد و درين باب مبالغت كردند و حال كرمان از ديگر « 1 » مواضع بتر « 2 » مينمودند به حكم آنكه طالع كرمان ميزانست .
من ازين معني كشف مىكردم و بفضلاء جهان كه سابقهء معرفتى افتاده بود مىنوشتم و از حقيقت آن مىپرسيدم و بزرگى از كرمان در خراسانست او را جمال الدوله ابو الفتح گويند و درين علم انگشتنمايست و با من دوست سى ساله . چند نوبت درين باب به وى نوشتم و آنچه فضلاء خراسان درين قران حكم كردهاند بازجستم .
وقتى فصلى كه فريدنسوى « 3 » نوشته بود و ابطال احكام « 4 » انورى كرده بفرستاد من به آن فصل خرّم شدم و نخست آن بدوستان اطراف فرستادم پس جمال الدوله از علم خويش به من نوشت حكم باد كه « 5 » كردهاند رمزيست و حكما بدان تقلب احوال عالم و انقلاب ممالك خواستهاند و دليل بر وى آنكه بعد از قران هفتم در كرمان قومى ديگر باشند . سخن آن فاضل فال ناطق و الهام صادق آمد و آنچه ديگر منجمان گفتند كه كرمان خرابتر شود به عكس افتاد چه اين قران و اجتماع سبب عمارت
هامش
( 1 ) - چ : مواضع ديگر .
( 2 ) - چ : بدتر مينمود .
( 3 ) - مراد خواجه فريد الدين كاتب خراساني است كه در دربار سلطان سنجر بوده و قطعهء ذيل را كه راجع بتخلف حكم طوفان بادى كه انورى كرده بوده ساخته است : - گفت انوري كه از مدد بادهاي سخت ويران شود عمارت وكه بر سرثزيدر روز حكم او نوزيده است هيچ باد * يا مرسل الرياح تو دانى و انورى( مجمع الفصحاء ج 1 ص 377 ) . براى تمام حكايت رجوع شود بتذكرهء دولتشاه سمرقندى ص 85 - 86 و سخن و سخنوران ذيل ص 360 - 362 .
( 4 ) - چ : حكم .
( 5 ) - ق : اين كلمه را ندارد .