كرامت گفتهاند يا از احكام نجوم كه هر سه راست افتاد و اصحاب احكام نجوم در حكم اين قران هفتم كه در برج جدى افتاد گفتهاند كه ملك كرمان ضعيف شود و انواع رنج و بلا بسكّان و مقيمان آن ولايت رسد و خوارزمى « 1 » زياده شرح داده است و گفته كه « 2 » بر كرمان غالب شود آنكس كه از جهت مشرق آيد .
و در ماه اردىبهشت سنهء سبع و خمسين و خمسمائه كسوفى تام « 3 » هايل افتاد .
روز آدينه دو ساعت از روز گذشته جهان تاريك شد و ستاره « 4 » پيدا آمد و مرغان از هوا درافتادند . سال ديگر سنهء ثمان و خمسين و خمسمائه روز هژدهم « 5 » ماه فروردين ملك طغرل در جيرفت بجوار حق پيوست و امارات سلامت پنهان شد و علامات قيامت پيدا آمد و تركان در شهر افتادند و چهارپاى اهل قلم و رعيّت را بغارت ميبردند و معارف خواجگان را در كوى برهنه ميكردند و ملك بهرامشاه كه سوّم پسر بود از ملك طغرلشاه باستظهار اتابك مؤيّد الدّين « 6 » برين « 7 » حال بر ملك مستولى شد و بر سرير سلطنت مستوى و خزاين پدر در قبض آورد و فوجى از امراء و غلامان و حشم در سراى آمدند و « 8 » موافقت او نمودند و پسر بزرگتر كه وليعهد بود ملك ارسلان چون اين حال مشاهده كرد با خواص خدم و غلمان خويش برنشست « 9 » و روى بجانب شقّ بم برنهاد و هيچكس تعرّض « 10 » او نرسانيد و دوّم پسر ، ملك تورانشاه با جماعتى امراء و تركان رغبت بجانب فارس نمود از شهر جيرفت بيرون شد و چون پسر بزرگتر ملك ارسلان به بم رسيد شهر با حصانت اطراف و مناعت جانب در حال بر دست او گشاده شد و رعيّت و لشكرى از ولايت بورود او بشاشت نمودند و در مظاهرت و مشايعت يك كلمه شدند و لشكر جيرفت
جبلوا على رفض الوفاء لربّهم * و تمسّكوا بالغدر ضربة لازب
از ملك بهرامشاه مال ميستدند و بجانب بم ميگريختند و در اين حالت شحنه و شهرنشين
هامش
( 1 ) - ن : خارزمى
( 2 ) - چ : ( كه ) ندارد .
( 3 ) - ق : تمام .
( 4 ) - چ : ستارهها .
( 5 ) - محمد بن ابراهيم وفات وي را روز دوشنبه بيستم فروردين ضبط كرده است ( تاريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم ص 38 ، 41 ) .
( 6 ) - رجوع شود بتاريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم ص 38 .
( 7 ) - چ : درين .
( 8 ) - چ : ( و ) ندارد .
( 9 ) - يعنى سوار شد .
( 10 ) - ق ، م ، ن : بعرض .