تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
و با شما بنى عم است با هم سلوك نموده كومك هم بوده باشيد . پس بديع الزمان ميرزا پيشكش بسيار از جواهر و اقمشه و خزانه به جهت سركار خاصهء شريفه تدارك ديده و تواضعات و تكلفات بسيار نيز به امير نجم و امراى عظام و سپاه ظفر فرجام كرده و امير نجم با سپاه نصرت قرين كوچ فرموده به جانب عراق روانه گرديده و ميرزا دو سه منزل مشايعت ايشان نموده مراجعت به هرات كرده به استقلال به سلطنت نشست . و اما بابر پادشاه ولايت قندهار را به جهان‌گير ميرزا برادر خود سپرده روانهء كابل گرديده . و چون جان وفا ميرزا از هرات فرار نموده روانهء سمرقند گرديده و چون به خدمت شاهى بيگ خان رسيد ، آنچه در خراسان گذشته بود به عرض رسانيده ، آه از نهاد شاهى بيگ خان برآمده كه در اين وقت خبر رسيد كه ابو الخير خان به پنج منزلى سمرقند رسيده است ، كه شاهى بيگ خان از واهمه خود را به قلعه انداخته فرمود كه درب قلعه را خاك‌ريز نموده به قلعه‌دارى درآمده بود كه ابو الخير خان و سپاه بىحد و حساب به پاى قلعه آمده خيمه و خرگاه در سر - پاى كرده فرود آمده نشستند . و شاهى بيگ خان با ريش سفيدان اوزبك كنگاش نموده صلاح ديد كه آيا با ابو الخير خان جنگ كردن بهتر است يا صلح نمائيم ؟ ايشان عرض نمودند كه صلح بهتر از جنگ خواهد بود . شاهى بيگ خان فرمود كه آزمايش طبع او مىتوان نمودن . ايلچى تعيين نموده كه به خدمت ابو الخير خان رفته ، سخن از صلح در ميان آوريد هر گاه راضى به صلح بوده باشد ، ما را اعلام نمائيد و الا جنگ را آماده باشيم . ايلچى به خدمت ابو الخير خان رفته و سخن از صلح در ميان آورده ، ابو - الخير خان مرد عاقلى بود ، به ايلچى گفت كه به شاهى بيگ خان بگوئيد كه شما با پدر ما خان كلان شرط كرده بوديد كه چون در تركستان پادشاه شويد سكه نيز بر نام او زده ، در خطبه نام او را بزبر نام خود مقدم سازيد . شما از شرط تخلف
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 321 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب