تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
زمان ماضى در اثناى مراجعت نمودن از بخاراى شريف ، گذارش به شهر سبز افتاده ، چند روز در آن ولا استقامت نموده ، به خواجه قل پروانچى عهد پدرى و فرزندى كرده بود . چنانچه كه در آن‌وقت چند توپ غنبورك را به پيش نظرش ريزانيده ، از اطراف شهر « كتاب » سنگر فرموده ، گوشه كاريهاى سپاهيگرى را موافق دانش خود به خواجه قل مفسد تعليم كرده ، رفته بود . از بس كه دوست محمد خان افغان مرد كهنسال و پرديده و تجربه كار بود ، مردمان زمان او را زال زر ثانى لقب كرده بودند . بناء عليه در اين وقت بنابر خط و خبر دوست محمد شاه كابلى راى فسادنماى آن مفسد بدنهاد از راه راست و جاده مسلمانى منحرف گرديده ، در انزوا به بعضى هواخواهان خود از اين باب مشورت فرمود . آن بدطينتان بدنهاد ، پرده از روى كار فتنه و فساد گشاده ، گفتند كه آباء و اجداد تو به پادشاهان بخارا يك نوع زمانه‌سازى كرده برآمده ديدن را قبول نكرده‌اند ، تو هم نيز به راه و رويهء قديمى قدم نهاده ، سلوك آنها را مسلوك دارى ، بسيار خوب است . خواجه قل پروانچى مفسد بدين‌گونه سخنان ابله‌فريب ناقص كوته‌انديشان ، نقض عهد نمودن را پيشنهاد خاطر خود گردانيده ، از رفتن به جانب آستان مراد رسان ممنوع گرديده ، از شرف استسعاد دست‌بوسى جناب‌عالى محروم ماند . نظم
هم از راى كج‌پيشهء ناكسى * بگشت از طريق سعادت بسى به ادبار شد نكبتش راهبر * ز اقبال بگريخته سربه‌سر
پس بدين سبب فسحت‌آباد دنيا را به خودش تنگ گردانيده ، در مضيق حيرت و حيرانى و در باديهء سرگردانى فرو ماند . بعد از ارادهء كج‌انديشى و فساد آمادگى ، به مشورت كلانان ولايت ، ايل و اولوس را جمع كرده ، در مدت يك ماه اطراف شهر « كتاب » را از بيرون باغات ، قره‌قورغان ترتيب داده ، و در هرجا توپخانه‌هاى مستحكم مرتّب نموده ، مقدار چهل توتا غنبورك به اطراف ولايت مع مركنان توپچيان مقرر فرموده ، بالكليه دل به محاربه و فرخاش نهاد .