گفتار در ذكر مخالفت نمودن خواجه قل پروانچى نكبتنشان بىسروسامان به امير صاحبقران ظفراقتران و ديگرباره لشكر كشيدن شاه والاجاه عاقبتانديش در بالاى ولايت كيش و به دست آمدن قلاع و قصبات اطراف و جوانب آن
بر خاطر خردمندان روشن و مبرهن باد چنانچه كه قبل از اين بعد از مراجعت فرمودن امير صاحبقران اسكندرنشان از بالاى شهر سبز ، خواجه قل پروانچى مفسد ، موافق عهد كردهء خود در صدد آمده ديدن جناب عالى شده بود كه در همين اوان تردّد آن ، از جانب دوست محمد خان افغان قاصدى آمده ، رقعهاى برآورده ، داده ، خبر رسانيد كه دوست - محمد خان بنابر تقاضاى خواجگان بلخى آقچهگى و به سبب طلبكارى حكيم خان والى تاشقورغان ، اكرم خان و افضل خان نام هردو پسر خود را مع لشكر فراوان به جانب چار - ولايت فرستادنى شده ، تردد نموده ايستاده است . بايد كه بنابر خاطرخواهى آنجانب از روى رعايت پدرى و فرزندى دست خود را از دامن دولت پادشاه بخارا كوتاه نموده ، دلبستگى بدان جانب نماييد .
اينچنين پيشتر از اين هم دوست محمد شاه به جانب خان خوقند و به جانب خان اورگنج همين طريقه خط و خبر كرده ، قاصدها روانه نموده بود . همهء اين تردّدها به خاطرخواهى شما كرده ايستاده است .
خواجه قل پروانچى مفسد نادان لسانى را بدينسان از قاصد دوست محمد خان افغان شنيده ، رقعهء آن را هم گشاده مطالعه نمود . مضمون آن به زبانى موافق مىباشد و از رويداد اين واقعه در حيرت فرو رفت . زيرا كه دوست محمد خان كابلى قبل از اين در