اصول طريقت و شريعت است و آن متعلق به ظاهر است . ص 115 ، س 12
محو علت : نفى كليه صفات نقص خاصه ديدن خود و رؤيت اعمال و خواطر و آن متعلق بمرتبهء سر است از لطائف سبعه . ص 115 ، س 12
محو غفلت : نفى غفلت دل از حق تعالى و آن متعلق به باطن است . ص 115 ، س 12
محو و اثبات ، ص 115 - 116
محمول : سالكى كه به تصرف حق و غلبهء حقيقت بىتكلف ، اعمال از وى صادر مىشود .
ص 315 ، س 7
مختطف : آنكه بر اثر شهود حقيقت و يا وارد قوى ناگهان و بسرعت ، احساس و شعور وى از كار بازماند ، ربوده . ص 633 ، س 9
مذكر : واعظ كه مستمعان را به ياد خدا و عقبى افكند . ص 204 ، س 16
مذهب ملامت : مذهب آن دسته از صوفيه كه به جهت رعايت كمال اخلاص نيكى خود را از خلق پنهان مىكردند و بدى خود را مخفى نمىداشتند و آنها را ملامتيه و ملاميه مىگويند . ص 50 ، س 1
مذى : ترشح رقيق از مجراى تناسل . ص 338 ، س 8
مراقبت : دانش بنده به اطلاع حق بر وى .
ص 289 ، س 3
مريد : كسى كه علقهء طلب و خواهش او بشيخ معين متوجه شده باشد ، كسى كه او را خواست نباشد . ص 12 ، س 5
مسائل اصول : آنچه در اصول عقايد و علم كلام از آن بحث كنند مانند توحيد و صفات و نبوت عامه و خاصه و معاد .
ص 14 ، س 2 .
مستأنس : صوفى در حال حصول انس . ص 97 ، س 11
مستمع : آنكه به حال شنود . ص 619 ، س 10
مستنبط : كسى كه دائم بغيب ناظر است و چيزى از او پوشيده نيست . ص 369 ، س 1
مستوران : مردمان عفيف و با شرم . ص 458 ، س 9
مشاهده ، ص 117 - 119
مصابرت : صبر بر صبر . ص 283 ، س 17
مصطلم : سالكى كه بسبب وله و هيمان مستغرق عالم غيب شود . ص 124 ، س 2
معاملات : عبادات و اعمال شرعى . ص 12 ، س 4
معلوم : وسيلهء معيشت اعم از نقد و جنس .
ص 378 ، س 10
مقام ، ص 91 - 92
مقام جمع : جع : جمع و تفرقه . ص 19 ، س 8
مقام تفرقه : جع : جمع و تفرقه . ص 19 ، س 7
مكاتب : مملوكى كه خود را از مولايش
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٧٨١