متصف شود مانند رحمت و عفو و سخط و غضب . مقابل : صفات ذات . ص 19 ، س 6
صمت سر : مشغول نبودن بماضى و مستقبل .
ص 184 ، س 16
صمت عارفان : خاموشى و آرامش دل . ص 187 ، س 17
صمت عام : خاموشى زبان . ص 187 ، س 16
صمت محبان : خاموشى و آرامش خاطر در مرتبهء سر . ص 187 ، س 17
طيش و عيش : نگرانى و اضطراب و خوشى و آرامش . ص 117 ، س 8
غائب : صوفى در حال حصول غيبت . ص 97 ، س 9
طريقت : ورزش و تمرين اعمال و آداب و سنن بدستور شيخ ، روش به كار بردن اصول شريعت بمذاق صوفيه . ص 11 ، س 1
طوالع ، ص 119 - 121
عبر كردن : از آب گذشتن . ص 673 ، ح ، س 20 - 21
عراقيان : صوفيهء عراق . ص 77 ، س 5
عصيده : نوعى از حلوا كه از آرد گندم و برنج و روغن حيوانى يا روغن كنجد مىپختهاند و مغز گردو و پسته بر روى آن مىافشانده و گاهى از خرما و مغز نان مىساختهاند . ص 310 ، س 1
عكازه : عصاى با سرنيزه . ص 253 ، س 2
علاج : چارهجوئى در حصول فعل و عملى .
ص 15 ، س 21
علت شكم : اسهال . ص 265 ، س 8
علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين . ص 130
عين اليقين ، ص 130
غيبت و حضور ، ص 109 - 112
فترت : بازگشتن بود از ارادت و بيرون آمدن از طريق . ص 733 ، س 2
فتوح : هرچه بىرنج و تعب بدرويش رسد اعم از نقد و جنس و احوال باطنى . ص 253 ، س 14
فرا ديدار آمدن : ظاهر شدن . ص 16 ، س 3
فرا گذاشتن : به حال خود گذاشتن . ص 99 ، س 12
فرستيدن : فرستادن . ص 648 ، س 10
فرق : آنچه بسالك منسوب است از اعمال و خطرات ، تفرقه . ص 103 ، س 15
فرق ثانى ، ص 105 ، س 11
فروشده : غمگين و متفكر . ص 140 ، س 11
فضل : احسان بدون علت و سبق عمل و خدمت . 67 ، س 18
فنا و بقا ، ص 106 - 109
فوت : بريدن از حق . ص 43 ، س 20
قبض و بسط ، ص 94 - 97
قدرى : كسى كه اعمال مردم را بخلق و آفرينش خدا نمىداند . ص 34 ، س 2
قديم : موجودى كه وجودش مسبوق به علت نيست ، حق تعالى . مقابل : حدث و حادث .
ص 13 ، س 9
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 779
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٧٧٩