باز پژوهيدن : تفحص و تحقيق كردن . ص 130 ، س 8
بازكردن : از نو ساختن ، تجديد كردن .
ص 637 ، س 5 - 6
به حاكم شدن : بداورى رفتن ، بقاضى رفتن .
ص 703 ، س 8
برخاست : قيام به عمل ، كاركرد . ص 147 ، س 1
بر دست داشتن : بكارى مشغول بودن ، ص 95 ، س 14
برماسيدن : لمس كردن ، ماليدن دست بر چيزى . ص 90 ، س 6
بزاد برآمدن : مسن شدن . ص 150 ، س 5
بزهمند : گناهكار ، آثم . ص 84 ، س 13
بستانگرى : مراقبت كشتزار و باغ ، باغبانى ، پاليزوانى . ص 25 ، س 14
بسط ، ص 94 - 97
بسوى : به جهت ، بسبب . ص 397 ، س 10
بشوليده كردن : مشوش ساختن . ص 138 ، س 11
بعد : ص 124 - 127
بقا ، ص 106 - 109
بكره : چرخ چاه كه بدان آب كشند . ص 616 ، س 2
بنجشك : گنجشك . ص 139 ، س 9
بواده و هجوم . ص 121
بهايى : چيزى براى فروش . ص 257 ، س 2
پاره بردادن : وصله كردن . ص 219 ، س 9
بديد كردن : روشن و واضح ساختن ، بيان كردن . ص 21 ، س 17
پرداختن : خالى كردن . ص 643 ، ح 9
پسروى : پيروى ، تبعيت . ص 727 ، ح ، س 22
پشت بازگذاشتن : اعتماد كردن . تكيه كردن بر چيزى . ص 207 ، س 4 ص 394 ، س 9
پلاسين : از جنس پلاس ، مويين . ص 454 ، س 4
پنهانى : حالت چيزى كه پنهان است ، اختفا .
ص 431 ، س 10
پيدا كردن : توضيح و بيان كردن . ص 18 س 6
پيران : مشايخ طريقت ، كسى كه مريد را دستگيرى و تلقين ذكر كند . ص 11 ، س 2
تابعين : كسانى از مسلمين كه صحابه را ديدهاند ، طيقهء دوم بعد از حضرت رسول ص .
ص 24 ، س 8
تجلى : ظهور حق در مرتبهء ذات و يا اسماء و صفات ، ظهور حقيقت بنعت جمال يا كمال بر دل سالك . ص 116 ، س 12
تخليل محاسن : فروبردن انگشتها در موى ريش بهنگام وضو براى آنكه رطوبت به بن موى و ظاهر جلد برسد . ص 71 ، س 15
تساكر : حالت صوفى در حال ضعف واردى
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 775
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٧٧٥