فهرست اصطلاحات و نوادر لغات
در اين فهرست آنچه قشيرى خود مورد بحث قرار داده تنها بذكر صفحه اكتفا رفته و مجددا تعريف نشده است .
آداب ، ص 12 ، س 3 .
آغوش : مقدارى كه در بغل گنجد از چوب و غير آن . ص 347 ، س 11 .
آماه : آماس ، ورم ، ص 529 ، ح ، س 21 .
آهن چينى : آهنى كه از چين مىآوردهاند .
ص 222 ، س 13
ابن الوقت ، ابن وقته ، پسر وقت ، ص 89 ، س 5 ، ح ، س 13
اتباع التابعين : كسانى از علما و زهاد كه پس از تابعين ( كسانى كه صحابه را ديدهاند ) بودهاند . ص 24 ، س 9
اثبات ( مقابل : محو ) . ص 115 - 116
اثر : سخنى كه از سلف و پيشينيان روايت كنند . مقابل : خبر كه سخن رسول است .
ص 231 ، س 10
اخلاق . ص 12 ، س 4 .
ارتفاع : درآمد ، درآمد از محصول و كشت ص 36 ، س 20 ، ص 643 ، س 11
اسب گرم كردن : اسب تاختن . ص 290 ، س 9
اسپروج : پرستو ، خطاف . آيا ممكن است اين كلمه تحريف « اسفرود » باشد كه معادل آن « قطا » است در زبان عربى .
ص 572 ، س 12
استدراج : آنست كه بندهء كافر چون گناه كند خدا نعمتى به دو دهد تا در غفلت فرو رود و استغفار نكند ، مواخذهء خدا مردم گناهكار را اندكاندك و بتدريج ، خارق عادت كه از كفار ظاهر شود . ص 16 ، س 15
استقامت : تقريب اسرار . ص 318 ، س 8
اسر : بند آمدن ادرار ، حبس البول . ص 59 ، س 16