تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
مالك انس « 1 » را بخواب ديدند گفتند خداى با تو چه كرد گفت خداى مرا بيامرزيد به آن كلمه كه عثمان عفّان رضى اللّه عنه گفتى چون جنازهء ديدى « 2 » . سبحان الحىّ الّذى لا يموت « 3 » . و آن شب كه حسن [ بصرى ] فرمان يافت . بخواب ديدند ، درهاى آسمان گشوده بودند و منادى ندا « 4 » ميكرد كه حسن بصرى با خداى خويش آمد و خداى تعالى از وى خشنود شد « 5 » . [ از ابو بكر اشكيب شنيدم كه گفت استاد ابو سهل صعلوكى را بخواب ديدم و حالتى نيكو ، گفتم يا استاد بچه يافتى آنچه يافتى گفت بظنّ نيكو بخداى خويش ، بظنّ نيكو بخداى خويش ، دو بار بگفت « 6 » ] . جاحظ را بخواب ديدند گفتند خداى با تو چه كرد [ اين بيت ] گفت :
فلا تكتب بخطّك غير شىء * يسرّك فى القيامة ان تراه
جنيد ابليس را [ لعنه اللّه « 6 » ] بخواب ديد ، برهنه ، گفت شرم ندارى از
هامش
( 1 ) - مب : انس بن مالك . اصل : مطابق متن عربى است . ( 2 ) - مب : بكلمهء آن كلمهء عثمان بن عفان كه چون جنازهء ديدى گفتى . ( 3 ) - ترتيب اين روايات در نسخهء عربى چنين است : 1 - روايت سفيان ثورى . 2 - روايت ابو على از بو سهل صعلوكى . 3 - روايت مربوط به حسن بن عصام شيبانى . 4 - يكى ديگر را بخواب ديدند . 5 - حبيب عجمى را بخواب ديدند . 6 - روايت حسن بصرى و حبيب عجمى . 7 - مالك بن انس . ترتيب اين روايات در « مب » بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 4 ) - مب : در آسمانها گشادند و منادى بانگ . ( 5 ) - مب : كى پيش خداى آمد و از وى راضى شد . ( 6 ) - مب : ندارد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 708 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر