تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
بعيادت تو آيد و اگر « 1 » گناهى كنى از تو توبه قبول كند « 2 » . از استاد ابو على شنيدم [ كه ] گفت درخت خود رست [ كه كسى او را نكاشته باشد « 3 » ] برگ آرد و ليكن بار نيارد ، مريد نيز همچنين باشد چون او را استاد نبوده باشد « 4 » ازو هيچيز نيايد . استاد ابو على گويد اين طريقت من « 5 » از نصرآبادى گرفتم و نصرآبادى از شبلى و شبلى از جنيد و جنيد از سرى و سرى از معروف كرخى ، و معروف كرخى از داود [ طائى « 3 » ] و داود [ طائى « 3 » ] تابعين را « 6 » ديده بود . و هم از وى شنيدم كه گفت هرگز بنزديك نصرآبادى نشدم تا غسل نكردم . [ استاد امام رحمه اللّه گويد ] هرگز « 7 » نزديك استاد ابو على نشدم ، اندر ابتدا الّا كه روزه داشتمى « 8 » و نخست غسل كردمى « 9 » و بمدرسه شدمى چندبار ، بازگشته بودم از حشمت او ، تا يك راه كه آن حشمت برخاست و چون بميان مدرسه رسيدمى از حشمت چنان بودمى كه كسى را دست و پاى خفته باشد ، بر خويشتن قدرت نداشتمى اگر سوزن اندر من زدندى آگاهى نداشتمى پس چون بنشستم هر واقعه كه
هامش
( 1 ) - مب : و اگر تو . ( 2 ) - مب : از بهر تو توبه كند . مطابق است با نسخهء بغداد : تاب عنك . اصل : مطابق شرح زكريا و چاپ مصر است . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : برگ بيارد و سبز شود و لكن بر ندهد هم‌چنين هرك او را استاد نباشد كى بوى بيرون آيد . ( 5 ) - مب : من اين طريق . ( 6 ) - مب : از تابعين بسيار . ( 7 ) - مب : و من هرگز . ( 8 ) - مب : داشتم . ( 9 ) - مب : كردم .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 508 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر