تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
بندهء من از ديگر كس « 1 » حاجت نمىخواهد [ و از من مىِ نگردد ] حاجت وى روا كردم . انس مالك گويد رضى اللّه عنه بعهد رسول صلّى اللّه عليه و سلّم مردى بود بازرگانى كردى [ و ] از شام بمدينه آمدى و از مدينه « 2 » بشام شدى « 3 » و با قافله نرفتى و توكّل بر خداى داشتى « 4 » ، وقتى از شام مىآمد و بمدينه مىشد « 5 » دزدى فرا رسيد و ويرا « 6 » آواز داد [ كه بباش « 7 » ] بازرگان بيستاد [ و دزد را « 7 » ] گفت تو دانى و مال « 8 » ، دست از من بدار دزد گفت مال از آن منست ، من ترا خواهم « 9 » بازرگان گفت از [ كشتن ] من چه خواهى [ مال تراست گفت نه مرا قصد به تو است « 7 » ] گفت پس مرا زمان ده تا طهارت كنم « 10 » و دو ركعت نماز كنم [ و دعائى بكنم دزد « 7 » ] گفت بكن بازرگان برخاست و چهار ركعت نماز كرد « 11 » و دست برداشت و گفت يا ودود يا ودود يا ذا العرش المجيد يا مبدىء يا معيد يا فعّال لما يريد اسألك بنور وجهك الّذى ملأ اركان عرشك و اسألك بقدرتك اللّتى قدرت بها على خلقك و برحمتك الّتى
هامش
( 1 ) - مب : از كسى ديگر . ( 2 ) - مب : و از آنجا . ( 3 ) - مب : رفتى . ( 4 ) - مب : و تنها آمدى و توكل بخداى تعالى كردى . ( 5 ) - مب : بمدينه مىآمد . ( 6 ) - مب : فرا راه آمد و او را . ( 7 ) - مب : ندارد . ( 8 ) - مب : مال من پيش توست . ( 9 ) - مب : خود مراست قصد من بجان تو است . ( 10 ) - مب : دستورى ده تا وضو كنم . ( 11 ) - مب : نماز بگزارد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 441 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر