تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
جنيد را از شرم پرسيدند گفت ديدن آلا باشد از خداوند خويش و رؤيت تقصير از خويشتن « 1 » ازين دو معنى حالى تولّد كند « 2 » آن را حيا خوانند « 3 » . واسطى گويد بشر مگن عرق مىدود و آن زيادتى است كه اندرو « 4 » بود و مادام تا اندر نفس ، چيزى بود از حيا مصروف بود . و از استاد ابو على شنيدم كه گفت حيا دست بداشتن دعوى بود پيش خداى عزّ و علا . ابو بكر ورّاق را گويند كه گفت بسيار [ وقت ] بود كه دو ركعت نماز كنم و [ من از آن ] بازگردم چنان باشم كه كسى « 5 » از دزدى بازگردد ، [ از شرم داشتن « 6 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : جنيد را پرسيدند از حيا گفت ديدن آلا و نعمتها از خداى تعالى و ديدن تقصير از خود . ( 2 ) - اصل : حالى تولد كند ازين هر دو آن را . ( 3 ) - متن عربى پيش ازين دارد : لم يذق لدغات الحياء من لابس خرق حد او نقض عهد . طعم گزشهاى حيا را نچشد آنكس كه پردهء حدود و منهيات را به درد يا پيمان خداى را بشكند . ( 4 ) - مب : شرمگن عرق از وى مىرود و آن از فضيلتى ( ظ : فضله‌اى ) است كى اندر وى . ( 5 ) - اصل : چنانك كسى . ( 6 ) - مب : ندارد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 340 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر