جوانرا ديدم ، فراتر « 1 » از آن درخت ، جايى نشسته گفتم اينجا نشستن سبب چيست گفت آنچه مىجستم اينجا يافتم « 2 » اينجا را ملازمت كردهام ، جنيد گفت ندانم تا كدام [ حال ] شريفتر بود از آن دو حال « 3 » ملازمت كردن اندر طلب حال يا ملازمت كردن موضع كه حال بازيافته بود اندر وى « 4 » .
هامش
( 1 ) - مب : فروتر .
( 2 ) - مب : آنك آنجا مىجستم اينجا بازيافتم .
( 3 ) - مب : در معاملت .
( 4 ) - مب : يا ملازم بودن موضع حال را كى بازيافته بود .