و لن تحصوا راست « 1 » باشيد و نتوانيد .
واسطى گويد آن خصلت كه همه نيكوئيها به دو تمام شود و بنا بودن او « 2 » همه نيكوئيها زشت بود استقامتست .
شبلى گويد استقامت آن بود كه وقت را قيامت بيند « 3 »
و گفتهاند استقامت در گفت به ترك غيبت بود و در افعال بنفى بدعت و در اقبال بنفى فترت و در احوال بنفى حجاب « 4 » .
[ استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه گفت سين استقامت سين طلب است يعنى كه از حق اندر خواهند تا ايشانرا بر توحيد بدارد تا زنده باشند « 5 » ] .
استاد امام ابو القاسم رحمه اللّه گويد استقامت دوام كرامت واجب كند و خداى تعالى مىگويد و ان لو استقاموا على الطّريقة لاسقيناهم ماء غدقا و نگفت سقيناهم و معنى اسقيناهم آن بود كه بر دوام بود .
جنيد گويد جوانى ديدم اندر باديه اندر زير درختى امّ غيلان گفتم چه نشانده است ترا اينجا « 6 » گفت حالى گم كردهام . من برفتم چون از حجّ بازگشتم « 7 » آن
هامش
( 1 ) - مب : مستقيم .
( 2 ) - مب : و از نابودن وى .
( 3 ) - مب : كى هرچ وقت فرمايد بدان قيام كنى . مخالف متن عربى است .
( 4 ) - مب : استقامت اقوال را از غيبت بازدارد و اعمال را از بدعت و افعال را از فترت و احوال را از حجاب ظاهرا كلمهء ( به ترك ) را كه مصدر است ( يترك ) خوانده كه فعل مضارع است .
( 5 ) - مب : ندارد . متن عربى : اى طلبوا من الحق ان يقيمهم على توحيدهم ثم على استدامة عهودهم و حفظ حدودهم . يعنى از خدا درخواستند تا ايشانرا بر مرتبهء توحيد كه يافتهاند و بر دوام عهدها كه بستهاند و حفظ حدود خود نگاه دارد .
( 6 ) - مب : ترا اينجا چه نشانده است .
( 7 ) - مب : چون به حج رفتم و فارغ شدم و بازگشتم .