تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
گويند مردى حكيم را ديدند « 1 » كه تره از سر آب [ فرا ] مىگرفت و مىخورد ، اين مرد گفت « 2 » اى حكيم اگر [ تو ] خدمت سلطان كنى ترا اين نبايستى خورد « 3 » حكيم گفت اگر تو بدين قناعت كردى خدمت سلطانت نمىبايستى كرد « 4 » . و گفته‌اند عقاب عزيز است در پريدن و چشم كس اندر وى نرسد و صيّاد اندر وى طمع نكند از بلندى كه پرد « 5 » ، چون طمع مردار كند فرود آيد و بدام گرفتار شود « 6 » . و گويند چون موسى عليه السّلام حديث طمع كرد بخضر عليه السّلام گفت « 7 » . لو شئت لتّخذت عليه اجرا . [ گفت اگر مرادت بودى مزدى فراستدى ] . خضر گفت عليه السّلام هذا فراق بينى و بينك . و گويند چون موسى اين بگفت ميان موسى و خضر عليهما السّلام آهوئى باستاد ، هر دو گرسنه بودند آن نيمه كه از جانب موسى « 8 » بود خام بود و آنك از جانب خضر « 9 » بود پخته بود . و اندر معنى اين آية كه انّ الابرار لفى نعيم . گفته‌اند اين قناعت باشد
هامش
( 1 ) - مب : حكيمى را ديدند . ظ : مردى حكيمى را ديد . ( 2 ) - مب : او را گفتند . ( 3 ) - مب : به خوردن اين محتاج نباشى . ( 4 ) - مب : كنى به خدمت سلطان محتاج نباشى . ( 5 ) - مب : عزيز است در هوا دست هيچ صياد به دو نرسد . ( 6 ) - مب : خويشتن را بطمع در حبالهء صياد افكند . ( 7 ) - مب : در پيش خضر و گفت . ( 8 ) - مب : كه با موسى . ( 9 ) - مب : كه با خضر .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 242 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر