گفت نام خداى بر آن نبشته بود « 1 » .
[ يحيى بن معاذ گويد ورع بر دو گونه بود ورعى بود بر ظاهر كى بنه جنبد مگر بخداى ، ورعى بود در باطن و آن آن بود كه اندر دلت جز خداى اندر نيايد .
گفتهاند هركه اندر ورع دقيقه نگاه ندارد بعطاى بزرگ اندر نرسد و گفتهاند هر كى اندر دين خرده نبيند خطر وى بزرگ نبود روز قيامت ] « 2 »
ابن جّلا گويد هركه تقوى با درويشى وى صحبت نكند حرام محض خورد « 3 »
يونس بن عبيد گويد ورع بيرون آمدنست از همه شبهتها و بهر طرفة العينى با خويش شمار كردن .
سفيان ثورى گويد هيچيز نديدم آسانتر از ورع هرچه نفس آرزو كند دست بدارد « 4 » .
معروف كرخى گويد زبان از مدح نگه داريد چنانك از ذمّ نگه داريد .
بشر بن الحرث گويد سخترين كارها سه چيز است ، بوقت دست تنگى سخاوت كردن و ورع اندر خلوت و سخن حق گفتن پيش كسى كه ازو ترسى [ و اميد دارى « 5 » ] خواهر [ بشر حافى ] « 6 » بنزديك احمد بن حنبل آمد و گفت ما بر بامها دوك ريسيم شعاع مشعلهء طاهريان « 7 » بر ما افتد بروشنائى آن دوك ريسيم روا بود يا نه احمد حنبل
هامش
( 1 ) - مب : نبشته بود نخواستم در آن موضع باشد . اضافه بر متن عربى است .
( 2 ) - مب : ندارد . متن عربى : من دق فى الدين نظره جل فى القيامة خطره . هركه در كار دين باريكبين باشد روز قيامت قدر وى بزرگ باشد .
( 3 ) - اصل : هركه تقوى با او صحبت نكند اندر درويشى حرام محض خورد .
( 4 ) - ظ : دست بدار . مب : هرچه دلت بدان نگرد دست از آن بدار .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - اصل : خواهر بن الحارث . مب : خواهر بشر الحارث . مطابق متن عربى نوشته شد .
( 7 ) - اصل : طاهرى . مب : درستتر است .