تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و معالجت اخلاق در ترك نفس و كسر آن تمامتر از گرسنگى و تشنگى كشيدنست « 1 » و سفر « 2 » و كارهاى ديگر از مجاهدتها كه قوت را كم كند و اگرچه آن از جملهء ترك نفس بود . و محتمل كى اين نفس چيزى بود لطيف اندر قالب كى آن محلّ خويها ناپسنديده بود همچنانك روح لطيفه‌ايست درين قالب كه آن محلّ اخلاق پسنديده است و آن جمله مسخّر بود يكديگر را ، جمع آن يك مردم بود « 3 » . و نفس و روح از اجسام لطيف‌اند اندر صورتها ، همچون فريشتگان و ديوان بصفت لطافت و چون صحيح است كى چشم محلّ ديدنست و گوش محلّ شنيدنست و بينى محلّ بوئيدن و دهان محلّ چشيدن و سميع و بصير و ذائق و شامّ اين جمله است « 4 » . همچنين محلّ اوصاف نكوهيده نفس بود و نفس جزوى بود ازين جمله و دل جزوى بود ازين جمله و حكم و نام با جمله گردد « 5 » . و از آن جمله روح است . ارواح مختلف‌اند اندرو و اهل تحقيق از اهل سنّت « 6 » [ گروهى گويند حيوة است و بس « 7 » ] و گروهى گويند اعيانيست نهاده درين
هامش
( 1 ) - اصل : و معالجت كردن اخلاق اندر ترك نفس و شكستن او تمامتر از كشيدن گرسنگى و تشنگى . ( 2 ) - متن عربى : و السهر . يعنى بيدارى . ( 3 ) - مب : و جمله مسخر يك‌ديگراند و جمله يك مردم‌اند . ( 4 ) - اصل : يكديگر جمله است . متن عربى : انما هى الجملة التى هى الانسان . مجموعيست كه انسان است . ( 5 ) - اصل : رجوع با جمله بود . ( 6 ) - يعنى دربارهء ارواح اهل تحقيق از سنيان اختلاف كرده‌اند . مب : ارواح مختلف‌اند بنزديك اهل تحقيق از اهل سنت . و آن خلاف متن عربى است . ( 7 ) - مب : ندارد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 133 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر