ما زلت انزل من ودادك منزلا * تتحيّر الالباب دون نزوله
صاحب تلوين دائم اندر زيادت بود و صاحب تمكين برسيده باشد و متّصل گشته و علامت آنكه متّصل گشت آن بود كى بهمگى از همگى خويش باطل گشت . و پيران گفتهاند كه نهايت سفر طالبان تا آنجا بود كه بر نفس خويش ظفر يابند چون بر نفس ظفر يافتند وصلت يافتند « 1 » مراد بدين ناپديد شدن احكام بشريّت خواهند و غلبهء سلطان حقيقت ، چون بنده به اين حال دائم گردد صاحب تمكين بود .
استاد [ بو ] على دقّاق رحمه اللّه گفت موسى صاحب تلوين بود از سماع كلام بازآمد محتاج بود بدانك روى بپوشد كه آن حال اندر وى [ اثر ] « 2 » كرده بود . و مصطفى صلوات اللّه و سلامه عليه صاحب تمكين بود همچنانك بشد بازآمد هيچيز اندر وى اثر نكرد از انچه آن شب ديد و دليل آوردى برين بقصّهء يوسف عليه السّلام آن زنان كه يوسف را ديدند همه دستها ببريدند چون مشاهدهء يوسف بايشان درآمد و زن عزيز اندر بلاء يوسف تمامتر بود ، موى بر وى بنجنبيد آن روز ، زيرا كه او صاحب تمكين بود اندر حديث يوسف « 3 » كى تغيّر بر بنده از دو حال يكى بود كه درآيد امّا از قوّة وارد يا از ضعيفى خداوندش و سكون خداوندش از دو كار يكى بود امّا از قوهء او يا از ضعف وارد . از استاد ابو على شنيدم كه گفت اصول قوم بر جواز دوام تمكين بر دو روى بود يكى آنك به دو راه نبود زيرا كه مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم گفت اگر شما بدان بماندى كه نزديك من بودى فريشتگان شما را
هامش
( 1 ) - متن عربى : قال الاستاذ يريد به .
( 2 ) - مطابق متن عربى افزوده شد .
( 3 ) - متن عربى : قال الاستاذ و اعلم ان التغير بما يرد على العبد يكون لاحد امرين . استاد گفت بدانكه تغير بدان چيز كه بر بنده درآيد براى يكى از دو امر است . اصل ، مب : هر دو ناتمام است .