تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
اندر باب ورع و از وى حكايت كنند كى گفت طعام حلال خور و بر تو نه قيام شب است و نه روزهء روز . بيشتر دعاء او اين بود كى يا رب مرا از ذلّ معصيت با عزّ طاعت آر . ويرا گفتند گوشت گرانست گفت ارزان « 1 » بكنيد و مخريد « 2 » . احمد خضرويه گويد ابراهيم ادهم مردى را ديد اندر طواف گفت درجهء صالحان نبينى تا عقوبت دنيا اختيار نكنى ، در نعمت بر خويشتن ببندى و در محنت بگشائى و در راحت ببندى ، و در جهد بگشائى و در خواب ببندى و در بيدارى بگشائى و در توانگرى ببندى و در درويشى بگشائى . و در امل ببندى و در آراسته بودن مرگ را بيارائى . ابراهيم ادهم بستانى فراستده بود لشكريى به دو بگذشت و انگور خواست از وى ، گفت خداوند مرا نفرموده است ويرا تازيانه بزد سر برآورد و گفت ده بر سرى كه بسيار اندر خداوند خويش عاصى شده است مرد عاجز شد و برفت . سهل بن ابراهيم گويد با ابراهيم ادهم سفر كردم بيمار شدم آنچه داشت بر من نفقه كرد آرزوئى از او خواستم خرى داشت بفروخت و بر من نفقه كرد چون بهتر شدم گفتم خر كجا است گفت بفروختم گفتم بر چه نشينم گفت يا برادر بر گردن من نشين سه منزل مرا بر گردن همىكشيد . و از ايشان بود ابو الفيض ذا النون المصرى نام او ثوبان بن ابراهيم و گويند فيض بن ابراهيم و پدرش نوبى بود . و وفات او اندر سنهء خمس و اربعين و ماءتين « 3 » بود و يگانهء زمان خويش بود اندر زبان اين طائفه و علم ايشان و بورع و حال و ادب ،
هامش
( 1 ) - اصل : از آن . ( 2 ) - متن عربى اضافه دارد . و انشدنى ذلك .و اذا غلا شىء علىّ تركته * فيكون ارخص ما يكون اذا غلا( 3 ) - اصل : مأتى .