در آن ملك بُد پادشا « 1 » چار سال * از آن پس بر اينگونهاش آمد زوال
پس از عزلتش سال بيست و چهار * بماند آن خردپيشهء نامدار
بدش مدّت عمر پنجاه و پنج * بدانگه كه شد ز اين سراى سپنج
40 يكى ماند از آن نامبرده پسر * بر او نيز هم روز آمد به سر
ز سامانيان شه در ايّامِ او * بُدى نصر بن « 2 » نوح آزادهخو
عماد الدّول نيز از ديلمان * بُد و هردو نامى برادر همان
به ملك طبر در همان و شمگير * به فرمانروايى بُدى بر سرير
نكردى خلافش كسى ز اين سران * به دو ساو دادند و باج گران
هامش
( 1 ) ( ب 37 ) . در اصل : ملك پادشا .
( 2 ) ( ب 41 ) . در اصل : نصر بس نوح . سب : بدى نصرتش .