حرب مسلمانان با تركان دشت خزر « 1 »
از آن پس سپاهى ز دشتِ خزر « 2 » * ز دربند آمد بدين بوموبر
در ارّان و در آذرآبادگان * بكُشتند بسيار از آزادگان
70 به غارت ببردند هرگونه چيز * اسيران ز اسلام بردند نيز
عمر ، حاتم باهلى « 3 » را به راه * فرستاد بَر جنگشان با سپاه
برفتند و كردند جنگى گِران * ز تركان بكُشتند بىمَرّ سران
گريزان شدند قومِ تركان زِ جنگ * برفتند اسلاميان بىدرنگ
سرِ راهِ تركان گرفتند زود * كه رفتن به دربندشان رَه نبود
75 شدند صلحجو قوم تركان سپاه * كه اسلاميانشان دهند باز راه
به پيمان اسيرانشان باز پس * دهند و نجويند كين ز آن سپس
مسلمان اسيران گرفتند و راه * گشادند از بَهر تركان سپاه
برفتند تركان و اسلاميان * سوى شام رفتند از او بىزيان
خروج شوذب مداينى و شكستن سپاهِ « 4 » حكام را
به شهرِ مداين يكى جنگجو * كه بُد شوذب [ خارجى ] نامِ « 5 » او
80 به عيّارى آمد برون و بَرو * دو صد نامور گِرد شد جنگجو
ز كوفه سپاهى به جنگش چو باد * به فرمان والى « 6 » سبك رو نهاد ( 365 )
اگر چند ده چند او در شمار * بُدند زو شكستند در كارزار
گريزان به كوفه نهادند رو * شدند پاك بىتاروپود اندرو
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : دست جزر .
( 2 ) ( ب 68 ) . در اصل : دشت جرز .
( 3 ) ( ب 71 ) . : حاتم بن نعمان الباهلى . طبرى ، ابن حاتم بن نعمان الباهلى آورده است .
( 4 ) عنوان . در اصل : خروج سورت مداينى و شكستى سباه . « شوذب بسطام الخارجى » .
( 5 ) ( ب 79 ) . در اصل : بذسورت نام .
( 6 ) ( ب 81 ) . عامل كوفه در آن ايام ، عبد الحميد بن عبد الرحمان بن زيد بن الخطّاب بود .