تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 1479

مساهمون:

ص١٤٧٩
رفت و از دستياران خواجه نصير الدين طوسى شد . پس از مرگ خواجه نصير الدين به بغداد رفت و بعد باز به مراغه بازگشت و در آنجا مقيم شد . از آثار وى در رياضى مىتوان به زيج محيى الدين ، خلاصة المجسطى ، تحرير اصول اقليدس ، شرح كتاب ابلونيوس فى المخروطات اشاره كرد ؛ براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : رياضىدانان دورهء اسلامى ، صص 460 - 462 . ( 311 ) . ( ص 1122 ) : . . . از مؤلفات مولانا محيى الدين مغربى نسخه‌اى به مجلس همايون آورده . . . . بنا به گفتهء حافظ ابرو از كتابت نسخهء مورد اشاره قريب صد سال گذشته بود . زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 953 . ( 312 ) . ( ص 1122 ) : . . . لشكرى از جانب شرق بر بلاد روم مستولى گردد و والى روم در دست ايشان گرفتار آيد . . . حافظ ابرو پس از اسارت ايلدرم بايزيد به دست تيمور از گفتگوى تيمور با ايلدرم در باب اين پيشگويى گزارشى را در كتابش نقل كرده است : « . . . حضرت صاحب‌قرانى روزى در ميان محاوره كه با او مىكرد فرمود كه : « اين واقعه تأثير آسمانى و تقدير يزدانى بود و مرا منجمى هست كه چنين و چنين حكم كرده بود . ايلدرم بايزيد به وقتى كه از مجلس برخاست از حضرت صاحب‌قرانى التماس فرمود كه آن منجّم را ساعتى پيش من فرستيد . . . » . اين كمينه [ منظور حافظ ابرو ] همراه مولانا مشار اليه [ مولانا عبد اللّه لسان ] پيش ايلدرم بايزيد رفتيم و ما سخن تركى نيكو فهم نمىكرديم و او پارسى ، اما ترجمانى در ميان بود ، از صورت اين واقعه سؤال كرد و مولانا جواب گفت كه : « بلى در فلان كتاب چنين نبشته است » و بعد از آن چند سؤال ديگر كرد و هريك را جوابى شنود . بعد از آن به طريقهء التماس مىگويد : « گاه‌گاه ساعتى پيش من آييد و احوال من مىبينيد و مرا با اين طايفه انسى تمام است ، ساعتى كه با ايشان مكالمه مىكنم خوش خاطر مىشوم » ؛ زبدة التواريخ ، ج 2 ، ص 953 .