الكبرى و معروف به شيخ نجم الدين كبرى ، مؤسس سلسلهء كبرويه ، از مشاهير عرفا و اكابر صوفيان قرن ششم و هفتم است . كبرى گفتن او به جهت آن است كه از كثرت فطانت و ذكاوت تمامى مشكلاتى را كه از وى سؤال مىكردند ، حل نموده ، و با هركسى كه با وى جدل و مناظره مىكرد ، غالب مىشد . او در سال 618 در حملهء مغول به خوارزم كشته شد . از اشعار منسوب به او رباعى ذيل است :
ديوى است درون من كه پنهانى نيست * برداشتن سرش به آسانى نيست
ايمانش هزار بار تلقين كردم * آن كافر را سر مسلمانى نيست
( 35 ) . ( ص 109 ) : شيخ مجد الدين بغدادى ابو سعيد شرف بن مؤيد از اهالى روستايى به نام بغداد يا بغدادك از توابع خوارزم است . وى از صوفيان و شاعران و نويسندگان نامدار نيمهء دوّم قرن ششم هجرى است . او از مريدان شيخ نجم الدين كبرى است و نجم الدين رازى صاحب كتاب مرصاد العباد از شاگردان مشهور وى است . بنا به روايت حمد اللّه مستوفى در سال 613 به دستور سلطان محمد خوارزمشاه ، به اتهام آنكه به مادر شاه عشق مىورزيده كشته شد . بنا به قول خواندمير مادر سلطان كه زنى زيبا بود همواره به مجلس وعظ و گهگاه نيز به خانه شيخ مىرفت ، لذا به سعايت بدخواهان ، سلطان محمد در حالت مستى دستور داد تا او را در رود جيحون بياندازند . خواندمير تاريخ اين واقعه را سال 616 ه . ق ، ذكر كرده است . براى آگاهى بيشتر ، ر . ك : تاريخ گزيده ، ص 492 ، 668 ؛ حبيب السير ، ج 2 ، صص 647 - 648 .
( 36 ) . ( ص 131 ) : « . . . كه مقدم ايشان بر سماس خان و طغاى خان و الاخ خان . . . » در جامع التواريخ ( ج 3 ، ص 89 چاپ برزين ) و جهانگشا ( ج 1 ، ص 95 ) بر شماس ذكر شده است . همچنين تغاى خان در جهانگشا ذكر شده است و باز در همان كتاب اولاغ خان ؛ در تاريخ جهانگشا از فرد ديگر نيز به نام سرسيغ خان كه جزو همين مجموعه است نام برده شده است كه