بادهء خوشگوار ، پرورده بودند - از بيخ بركندند و ديگر درختان « 1 » را بعضى بزدند « 2 » و بعضى پوست باز كردند « 3 » و عمارات آن مواضع به تخصيص كليسياها كه محل عبادت نامقبول آن مخذولان بود ، با خاك برابر گردانيدند . و از غرايب اتفاقات دولت روزافزون حضرت صاحبقران ، آنكه در زمستان سال سابق كه بارسئيل بود ، در بلاد هندوستان و نواحى و حوالى دهلى و درياى گنگ غزا مىفرمود و بتخانهها را خراب مىساخت و در اين زمستان توشقانئيل - كه مدت يك سال تمام نشده - در ولايت گرجستان به جهاد مشغول بود و كليسياها برمىانداخت « و للّه درّ من قال »
[ بيت ]
براق عزم تو گامى كه برگرفت از هند * نهاد گام دوم بر اقاصى ارّان
حقا كه اگر اسكندر بودى اسب دولتش در اين طول و عرض به هزار جا سكندر خوردى و اگر اردوان دوان تازيدى از عهدهء مجرد قطع مسافت بيرون نيامدى .
[ بيت ]
كسى را كه يارىدهش ياور است * حكايات او حالتى ديگر است
گفتار در مراجعت رايت نصرت انتما از غزوهء درهء خمشا
چون مبارزان ميدان جهاد ، قرب يك ماه نشيب و فراز آن بلاد را به سنابك مراكب تسلط و استيلاء به سپردند و بسيارى از ازناوران كفار و عامهء بىدينان بدكردار را به تيغ آبدار آتشبار به قعر جهنم
( وَ بِئْسَ الْقَرارُ )
« 4 » فرستادند و حاكم ايشان خمشا آواره و كمآوازه گشت و ديار كفر ويرانى بيش از اندازه گرفت و در آن هنگام شدت برودت هوا از حدّ گذشته بود و راهها از كثرت برف در بند آمده ،
هامش
( 1 ) . الف : درختها .
( 2 ) . الف : را بريدند .
( 3 ) . ع : - « و ديگر درختان را بعضى به زدند و بعضى پوست باز كردند » .
( 4 ) . ابراهيم / 29 .