گفتار در نهضت همايون حضرت صاحبقران گيتىگشاى به عزم « 1 » كفّار گرج « 2 » به طرف درهء خمشا
بر مقتضاى نص
( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ )
« 3 » غزو كفّار و قلع و قمع بىدينان بدكردار همواره مسرحنظر همت صاحبقران گردون اقتدار بودى ، لاجرم در همان زمستان سنهء اثنين و ثمانمائه كه قراباغاران معسكر نصرت آشيان بود نيت غزو گرج مصمم فرمود و شيخ ابراهيم و سيدى احمد را خلعت داده ، به صنوف نوازش و تربيت مخصوص گردانيده ، رخصت انصراف ارزانى داشت . و يرليغ جهان مطاع به نفاذ پيوست كه از مجموع لشكرها ، از هر ده نفر سه نفر آزق « 4 » ده روزه گرفته ملازم موكب گيتىستان باشند و باقى لشكر و آغرق در همانجا توقف نمايند و رايت نصرتشعار در ضمان حفظ آفريدگار ايلغار كرده ، با تمام شاهزادگان متوجه ولايت ايشان شد ، و چون لب آب كر مخيّم نزول همايون گشت ، فرمان لازم الاتّباع نفاذ يافت تا كشتىها جمع آورده ، بر سر آب فول « 5 » بستند و شاه و سپاه بر آن فول « 6 » بگذشتند و شيخ ابراهيم با لشكر شروان به موكب ظفر قرين ملحق گشت « 7 » و سيدى احمد نيز ملازم شد ، و موكب همايون از آنجا نهضت نموده ، از شكى بگذشت و به جانب درهء خمشا كه اماكن و مساكن گبران بود روان شد . و مجموع آن دره جنگلستان بود ، به حيثيتى كه از تشابك اشجار و اغصان باد وزان آسانآسان از خلال آن گذار نتوانستى كرد .
[ نظم ]
چنان تنگ و درهم يكى بيشه بود * كه رفتن در آن كار انديشه بود
درختانش سر دركشيده به سر * چو خطّ دبيران يك « 8 » اندر دگر
نتابيد اندر وى از چرخ هور * ز تنگى رهش پوست كندى ز مور
يرليغ عالم مطاع به نفاذ پيوست كه لشكريان ظفر پيشه ده روزه درختان را به
هامش
( 1 ) . ع : - جهاد .
( 2 ) . الف : - گرج .
( 3 ) . انفال / 65 .
( 4 ) . همان كه امروز آذوقه مىگوييم .
( 5 ) . الف ، ع : پل .
( 6 ) . الف ، ع : پل .
( 7 ) . ع : شد .
( 8 ) . ع : سر .