تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
اين مدحت تا منقرض عالم و انتهاى بنى آدم مخلّد و بر دوام . حق سبحانه و تعالى اين دولت و حشمت و ملك و ملّت را ابد الدهر پاينده و مستدام داراد و دست حوادث زمان از بساط بارگاهش منصرف . ساحت مخيّم گردون مثال و عرصهء معسكر انجم رحال به ميامن ذيل ماه به روح القدس محفوف و محاط و مداخل و مخارج بر مقهوران دولت قاهره
حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
« 1 » . [ نظم ]
دل و كشورش جمع و معمور باد * ز ملكش پراكندگى دور باد غم از گردش روزگارش مباد * دل و دين و اقليمش آباد باد تنش باد پيوسته چون دين درست * بدانديش را دل چو تدبير سست
- و يرحم اللّه عبدا قال آمينا . و اين را بر نسخه مقدمه و دو فصل و خاتمه نهاده تاريخ جهانگير موسوم گردانيده شد .

مقدّمه در تعريف تاريخ و كيفيت آن

بدان‌كه تاريخ لفظ سريانى است و اشتقاق آن از نام تارخ پدر ابراهيم - صلوات اللّه و سلامه [ عليه ] - كه او را آذر گويند . و تاريخ ، علمى شريف است و مرتبهء عالى دارد ؛ چه حق سبحانه و تعالى قصص و اخبار گذشته را در قرآن عظيم به سيد عالم - صلوات اللّه و سلامه عليه - فرستاد و حكمت الهى در اين معنى مقتضى آن است كه آن حضرت بر حالات و مقاسات و شدايد كه بر هريك از انبياى صادق به سابق گذشته واقف شود و موجب زيادتى كمال او گردد و رضا به قضاى ايزدى - كه معظم اسباب توكّل است - برد و فهرست ابواب مآرب شناسد و معلوم فرمايد كه سلاطين پيشين چه سعىها كرده‌اند و چه غصّه‌ها خورده‌اند كه تا عالم را برحسب مصالح ، چنين مرتب و راست داشته‌اند ؛ پس هركس شكر روزگار خود بر خود فرض داند تا
هامش
( 1 ) . اعراف / 40 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 23 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى