آنكه صدر آن به اسامى و القاب نامى ايشان موشّح است ، ذكر كردهاند .
[ بيت ]
أوجزت ذكره و فى الإيجاز فائدة * و للكرام من التّطويل تصديع
بنابراين ، در اين ايّام كه شهور سنه اثنى و عشرين و ثمانمائهء هجرى كه مفتتح ايام دولت و غرّهء تباشير صبح سعادت است ، فرمان واجب الاذعان حضرت سلطنت پناهى ، درّ درج كامرانى - كه از عمر و دولت و پادشاهى ممتّع و برخوردار باد - بر اين جمله صادر شد كه كتّاب درگاه و حجّاب بارگاه - كه هريك در كمال درايت رايتى و در محكمهء حكمت آيتىاند - شمهاى از صادرات افعال و واردات احوال آن حضرت كه بخشيان تركستان و منشيان بزرگ دولت به زبان تركى بلانسق و ترتيب در سلك تركيب كشيده بودند در مجلس همايون
كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ
« 1 » به موقف عرض و شرف انها رسانند تا به نفس مبارك - كه به الهام تأييدات ربّانى موفّق و به اكرام توفيقات آسمانى مؤيّد است - التفات فرموده ، مضمون آن را با منقول مقابله فرمايند و دقايق حقايق آن به ذهن وقّاد و خاطر نقّاد - كه جام جهاننماى شاهى و آيينهء الطاف الهى است - روشن و مبرهن و واضح و مبيّن گردد و بعد از آن در سلك تأليف و نمط تركيب كشيده ، به تحرير آن اشتغال نمايند . و چون فرمانبرداران كاربند شدند ، برحسب فرمان همايون - نفذه اللّه فى الربع المسكون - بندهء درگاه بدين دولت عظمى و موهبت كبرى متعيّن گشته به قراءت آن اشتغال نمود و تمام آن را - من الاوّل الى الآخر - به مسامع عليّه بالاشارات الالهيّه رسانيد و چون در خاطر خطير و ضمير منير كه ،
[ مصراع ]
هر ذره ز نورش آفتابى است
جايگير شد كه چهرهء صدق از غبار تكلّف و تصلّف معرّا و مبرّاست ، امر عالى - لا زال عليّا - به صدور پيوست كه عرايس معانى و نفايس مبانى آن را از ابتداى آفرينش عالم و ظهور خلقت بنى آدم - عليه الصّلوة و السّلام - به زبان عربى فصيح و
هامش
( 1 ) . واقعه / 23 .