نوشتن اين بخش براى اينكه از هدف اصلىاش يعنى معرفى شعبهء سلاطين ترك تا تيمور گوركانى وقفهاى ايجاد نشود ، باوجودى كه يافث پسر بزرگ نوح است و نسل سلاطين ترك از او منشعب شدهاند ، ترجيح مىدهد كه ابتدا ديگر فرزندان نوح ( ع ) را معرفى كند و پس از آن به فرزندان يافث بپردازد ، « . . . تا سلسلهء سخن مربوط و متصل گردد » . « 1 »
شرف الدين على يزدى پس از معرفى ديگر فرزندان نوح ( ع ) ، به معرفى فرزندان يافث - كه به اعتقاد او ، اكثر مورخان اسلامى نسل سلاطين ترك را از يافث مىدانند - مىپردازد و از پادشاهى بوزنجر قاآن - كه جد نهم چنگيز و جد چهاردهم تيمور است - پيگير نسب اجداد مخدومش ابراهيم ميرزا و پدر او شاهرخ است . « 2 »
او به هنگام نوشتن رويدادهاى دورهء چنگيز خان به يكى از امراى او به نام قراچارنويان ، نويين اعظم ( 554 - 643 ه . ق ) اشاره مىكند . قراچارنويان جد پنجم تيمور است كه شرف الدين على يزدى او را از بنى اعمام چنگيز خان برشمرده « 3 » - كه بوقا خان جد هشتم آنها « 4 » بوده است . قراچارنويان همواره از نزديكان چنگيز بوده و حتى به هنگام تقسيم ممالك و وصيّت او به فرزندانش به عنوان وصى حضور داشته است . « 5 »
شرف الدين على يزدى سپس ضمن بيان خانانى كه از نسل چنگيز در توران حكومت كردهاند به الوس جغتاى اشاره مىكند و ضمن شرح الوس جغتاى در باب قراچارنويان و فرزندانش امير ايجل و فرزند او النگير نويان و پسر او بركل نويان و فرزند وى امير طراغاى مطالبى را ارائه مىكند .
شرف الدين على يزدى هرچند كه اين بخش از اثرش را تاريخ جهانگير ناميده است ، ولى آن را به عنوان مقدمهء ظفرنامه تلقى كرده و هنگامى كه دربارهء امير طراغاى و خواب قاجولى بهادر صحبت مىكند ، به « مقدمه » كتابش - كه منظور تاريخ جهانگير است - اشاره مىكند . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 42 .
( 2 ) . تاريخ جهانگير ، ص 60 .
( 3 ) . همان كتاب ، صص 91 ، 201 .
( 4 ) . همان كتاب ، ص 61 .
( 5 ) . همان كتاب ، ص 91 .
( 6 ) . ظفرنامه ، صص 235 .