تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
آنچه درين سفر رفته است از غزوها بسنت و نهوب بر جاده و قتال به تمام ، در ان اجزا در نظم مشروح گفته شده است . اين كتاب منظوم را مؤلف « ناصرى نامه » نام نهاد ، و در ازاى اين خدمت ادبى بود ، كه سلطان دهلى انعامى مزيد كه هر سال برسد ، و هم الغ خان صدر اعظم آن وقت يكباره ديه در حدود هانسى به وى اعطاء كردند [ ( 1 ) ] و اين كتاب از آثار منظوم اوست ، كه متأسفانه اكنون در دست نيست ، و من از ان خبرى ندارم .

رسيدن مكاتيب خراسان و رفتن به ملتان :

مولانا در دربار دهلى به حضرت سلطان قربتى و وجاهتى يافت و با تمام رجال بزرگ آشنائى و شناسائى بهم رسانيد ، و در موارد مختلف طرف تشريف و تقدير شاهى و امراى عصر قرار گرفت ، و تا سال ( 647 ه ) در حضرت دهلى بماند . طورى كه خودش گويد : بعد از شعبان ( 647 ه ) مكتوبى از طرف همشيرهء مؤلف كه در خراسان بود ، به وى رسيد ، و تنهائى او بر دل كار كرد ، به خدمت الغ خان به لشكر گاه رفته شد ، و اين معنا باز نموده آمد چندان تربيت و عاطفت فرمود ، كه در حيز تحرير نيايد . درين موقع الغ خان كه سرامد رجال عصر بود ، تشريفاتى بمؤلف داد ، و يكسر اسپ كميت با زين معرق و جامه زربفت و يك باره ديه و سى هزار حبيتل به او بخشيد ، و علاوه بر ان كيفيت مؤلف را بحضور شاه نيز عرضه داشت و روز يكشنبه دهم ذى قعده ( 647 ه ) از بارگاه شاهى چهل برده و صد خروار بار به جهت فرستادن خراسان به نزديك همشيرهء مؤلف فرمان شد . مولانا با اين انعامات روز دوشنبه ( 29 ) ذى حجه سال مذكور از دهلى ، بعزيمت ملتان افتاد ، تا انعامات مذكوره را در خراسان به همشيرهء خويش فرستد ، در راه از طرف مامورين و بزرگان پذيرائى گرمى را ديد ، و نوازش زياد ملاحظه كرد ، و چون بخطهء هانسى رسيد در آنجا ديه انعام الغ‌خانى در ضبط آورده شد ، و روى به ملتان نهاد روز چهار شنبه ( 6 ) ربيع الاول ( 648 ه ) بملتان وصول بود چون آن برده و بار بخراسان فرستاده آمد ، مدت دو ماه در پاى حصار ملتان در ميان
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 21 - ذكر ناصر الدين ،