بدان سبب كه مجالست و مكالمت [ ( 1 ) ] و مذاكرات او با علماى فرق [ ( 2 ) ] بود ، و او از هر دو طرف شنسبانى بود ، و مادر او حره جلالى دختر سلطان بهاء الدين [ سام ] خواهر مهتر هر دو سلطانان [ رحمهم اللّه ] بود .
قاضى تاج الدين زوزنى كه ملك الكلام عصر خود بود ، در ميان سراى او عقد تذكير [ ( 3 ) ] كرد ، در اثناء دعاى سلطان گفت : چه جلوهگرى كنم عروس ملكى را كه روى سلطنتش دو خال [ ( 4 ) ] باشد ، يكى غياث الدين و دوم معز الدين رحمهم اللّه عليهما .
فى الجمله حسن اعتقاد [ ( 5 ) ] آن پادشاه ، در حق علماء اسلام ، زيادت از آن بود كه در دايرهء تحرير گنجد . علامة الدنيا فخر الدين ( محمد ) رازى رحمه اللّه ، رسالهء بهائيه باسم او تأليف كرد [ ه است ] و مدتها در ظل ( رأفت و ) حمايت او بود و شيخ الاسلام ملك العلماء جلال الدين و رسل [ ( 6 ) ] رحمة اللّه عليه در عهد او بمنصب شيخ الاسلامى خطهء بلخ رسيد . مولانا افصح العجم اعجوبة الزمان سراج ( الدين ) منهاج را رحمه اللّه ، از حضرت فيروز كوه در سر طلب كرد و انگشترين [ نگين ] فيروزه نقش سام بران ثبت كرده . بنزديك مولانا فرستاد و مولانا را باعزاز ( تمام ) طلب كرد ، و كاتب اين ذكر منهاج سراج اصلح اللّه حاله در اين وقت در سن سه سالگى بود ، مولانا رحمة اللّه عليه را چون استدعاء سلطان بهاء الدين ( سام ) طاب ثراه ( متواتر و متعاقب گشت ، و سبب آن بود ، كه مولانا طاب مرقده ) در عهد ملك شمس الدين از غزنين به طرف باميان رفت و در ان وقت بهاء الدين سام ولايت بلوران [ ( 7 ) ] داشت ، خدمت مولانا را دريافت ، و امكان نگاهداشت و اعزاز مولانا بنمود [ ( 8 ) ] و كلمات روح افزاى و مذاكرهء دل گشاى او ديده و شنيده بود ، و ذوق آن در طبيعت پادشاهى [ ( 9 ) ] باقى مانده ، ميخواست تا از مايدهء ( نعمت ) كلام مولانا نور اللّه مرقده
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : بر مكالمت .
[ ( 2 ) ] اصل : فوق
[ ( 3 ) ] مط : عقدى تذكير
[ ( 4 ) ] اصل : سلطنتش دين دو خال
[ ( 5 ) ] مط : حسن عاطفت
[ ( 6 ) ] مط و پ : و رسل . حاشيه مط : قدسك ، ورسك ، متن راورتى :
ورسك . حاشيه : ورسل ، قدسك . اصل : ورل .
[ ( 7 ) ] مط : يلوان ، يلون ، بروان . راورتى :
بلروان ، بلوان . شايد همان بلورستان باشد كه ذكر شد ، يا پروان باشد . كه جبل السراج كنونى شمال كابل است ، يا بلروان باشد كه در صفحات گذشته نيز مذكور افتاده .
[ ( 8 ) ] اصل : مولانا نه بود .
[ ( 9 ) ] مط : پادشاه .