تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و در قصريكه آن را بر كوشك [ ( 1 ) ] قصر گويند سلطانرا محبوس كرد ، و آن قصر عمارتيست ، كه در هيچ ملك و حضرت ، مثل آن به ارتفاع و تدوير و اركان و منظرها و رواقات و شرفات هيچ مهندسى نشان نداده است و بر بالاى قصر پنج كنگرهء زرين ( مرصع ) نهاده‌اند ، هر يك در ارتفاع سه گز و چيزى ، و در عرض دو گز ، و دو هماى زرين ( هر يك به مقدار شتر بزرگ نهادهء ، آن شرفات زرين و هما ) سلطان غازى معز الدين از فتح اجمير بوجه خدمتى و تحفه به حضرت سلطان غياث الدين محمد سام فرستاده بود با بسيار تحف ديگر ، چنانچه حلقهء زرين ( با زنجير زرين و خربزه ) [ ( 2 ) ] كه دايرهء او پنج ( گز ) در پنج گز بود و ( دو ) كوس زرين كه بر گردون آوردند ( و ) سلطان غياث الدين آن حلقه و زنجير و خربزه [ را ] ( در پيش طاق مسجد جامع فيروز كوه بفرمود تا بياويختند و چون مسجد جامع را سيل خراب كرد ، آن كوس و حلقه و زنجير و خربزه را به ) شهر هرات فرستاد [ ند ] تا مسجد [ جامع ] هرات را بعد از آنچه بسوخته بود از ان وجوه عمارت كردند تقبل اللّه منهم . سلطان غياث الدين محمود ، پادشاه بس كريم و حليم و باذل و عادل بود چون بتخت نشست ، در خزينهء [ ( 3 ) ] پدر بكشاد ، و آن خزينه همچنان بر قرار بود و سلطان معز الدين بران [ ( 4 ) ] خزينه هيچ تعلق نكرده بود [ چون ] چنان تقرير كردند : كه زرعين چهار صد شتر وار بود ، كه هشتصد صندوق باشد و اللّه اعلم . و جامهاى ثقال [ ( 5 ) ] و ظرايف و مرصعينه بدين [ ( 6 ) ] قياس و اجناس ديگر ، از هر باب جمله را در خرج آورد ، و در عهد دولت او در [ ( 7 ) ] ، نضر و جامه و اديم و اجناس ديگر بواسطهء بذل و احسان [ ( 8 ) ] او ارزان شد و بندگان ترك
هامش
[ ( 1 ) ] مط : آن را بزكوشك ( نركوشك ) سلطان گويند بفيروز كوه محبوس كرد و آن راورتى : بزكوشك سلطان . پ : اير كوشك . در اصل بركوشك است كه به صحت اقربست براى شرح آن ( ر : 34 ) تعليقات آخر كتاب . [ ( 2 ) ] تمام نسخ مط : جريره اصل حربره بدون نقاط . راورتى : خربزه ، خربزه وى گويد كه اين حربزه به شكل كوس بود در عربى جريره بمعنى بزه و گناه است و حريره هم خوراكيست كه يكى در اين جا راست نمىآيد ، در تاريخ فخر الدين مباركشاه كه سردينس‌راس طبع كرده ، در همين مورد چهار خربزه كه هر يكى وزن سه صد من داشته ذكر شده‌اند ( ص 22 ) و گويند كه نقارهاى بزرگ به شكل خربزه بوده است ( ايليوت 2 : 667 ) [ ( 3 ) ] مط : خزانه پدر [ ( 4 ) ] مط : بدان [ ( 5 ) ] اصل : يفال [ ( 6 ) ] مط : مرصعيه برين [ ( 7 ) ] مط : اوزرو جامه و اديم و . . . نضر بمعنى زر خالص است . [ ( 8 ) ] مط : و انعام او .