تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
ملحدستان و قهستان برد ، و بدر شهر قاين رفت و به طرف جناباد قهستان كشيد و قلعهء كاخ جناباد فتح كرد و غزو بسيار و جهاد بىشمار بجاى آورد و بغور باز آمد . چون سلطان غازى معز الدين شهادت يافت ، سلطان غياث الدين محمود ( بن ) محمد سام از بست كه اقطاع او بود به زمين داور آمد و ملوك و امراء غور به خدمت ( سلطان ) محمود طاب ثراه پيوستند و روى به حضرت فيروز كوه نهاد [ ند ] ملك علاء الدين از فيروز كوه به غرستان [ ( 1 ) ] آمد ، و چون به سر پل مرغاب رسيد ، سپه‌سالار حسن عبد الملك در عقب او برسيد ، و او را باز گردانيد و بفرمان محمود او را در قلعهء اشيار غرستان [ ( 1 ) ] محبوس گردانيد چون محمود شهادت يافت و ملك غور به سلطان علاء الدين اتسز حسين [ ( 2 ) ] رسيد ، ملك علاء الدين را از قلعهء اشيار [ غرستان ] مخلص گردانيد ، و بفيروزكوه آورد ، و ( او را ) اعزاز فرمود ، تا او سپه‌سالار عمر سليمان را به جهت خون پسر خود ( ملك ركن الدين محمود ) بكشت ، و ( سبب آن بود كه چون ) ملك علاء الدين در عهد محمود سام [ چون ] گرفتار شد ، پسرش ملك ركن الدين ايرانشاه [ ( 3 ) ] محمود عليه الرحمه به طرف غزنين رفت ، و او پادشاه‌زادهء بس بزرگ بود و فضل ( بسيار و علم ) و عقل بكمال داشت و بشهامت و جلادت موصوف بود ، از غزنين به طرف گرمسير آمد و از آنجا بغور رفت و خلق كشى [ ( 4 ) ] كه متمردان غور ايشان بودند ، به قدر پنجاه ( هزار ) مرد ، با او جمع شدند ، و غياث الدين محمود از فيروزكوه با مقدار پانصد سوار قلب و پياده دو سه هزار بيرون آمد ، و ميان ايشان مصاف شد و هزيمت بر غوريان افتاد و ملك ركن الدين به هزيمت بغزنين [ باز ] رفت ، و باز به طرف گرمسير آمد و خداوند زاده سيف الدين تمرانى او را بگرفت و به خدمت سلطان محمود آورد ، سلطان او را در وثاق امير حاجب عمر سليمان محبوس فرمود و روزى كه سلطان شهادت يافت ، بندگان ترك محمود غوغا كردند ، و يكى را كه
هامش
[ ( 1 ) ] مط : غرستان ، غرجستان [ ( 2 ) ] مط : اتسر [ ( 3 ) ] اصل : اوبرانشاه [ ( 4 ) ] كذا . اكنون كسى گويند كه در چخچران مربوط هرات واقع است : در جاى ديگر اين كتاب كسى و كشى هر دو وارد است .
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 371 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج