و از آنجا ناهار بدربار اعظم ميبردند كه در آنمجلس صرف شود اگرچه مرحوم صدر - اعظم شعر را ملتفت نميشد و كمتر گوش ميداد لكن بزرگان در حق او مدايح بسيار ميگفتند چون ذوق شنيدن شعر نداشت شعراى زمان كمتر بلكه هيچوقت بمجلس او نميرفتند و از اين فقره دلتنگى داشتند كه او چرا گوش باشعار نميدهد باينوسيله در هجو او اشعار بسيارى گفته شده است و مرحوم ميرزا مايل افشار نظما و مرحوم ميرزا حبيب اللّه نظام افشارى نثرا در وصف او مضامين بديعه به كار بردهاند . مرحوم حاجى ميرزا مشترى هم دربارهء او چند قطعات هجويه سروده است چون اين گونه هجاء مآخذ صحيحى نداشته و از روى غرض شخصى بوده است لهذا از نوشتن آنها صرفنظر مىشود . در مجلس او از علم و فضل و ادب و شعر و هنر و تاريخ و اطلاعات جديده از ترقيات فرنگ صحبت نميشد بيشتر اوقات مجلس او بسكوت ميگذشت و اگر گاهى صحبتى بميان ميآمد از زراعت و فلاحت و حفر قنوات آقا بود در دورهء خود تشويق كمال و هنر نميكرد يعنى در خيال اين عوالم نبود و از اين مراتب آگاهى نداشت باينواسطه هيچكس باسم او كتابى نمىنگاشت و ذكرى از او نمىنمود مجالسين و كسانى كه زياد نزد او ميرفتند جماعت اهل قلم بودند كه بجز علم سياق از ساير كمالات بهرهاى نداشتند مگر بطور ندرت . مرحوم صدر اعظم در خط نسخ ميل وافر داشت و هرچه قرآن و ادعيه خوشخط بود نزد او ميبردند يا به او نياز ميكردند يا آنكه به قيمت گزاف ميفروختند نهايت ميل و رغبت را باينكار داشت جناب فاضل دانشمند ميرزا هدايت اللّه لسان الملك مستوفى ديوان فرزند مرحوم لسان الملك صاحب ناسخ التواريخ در جلد شرح حالات حسنين عليهما السلام ديباچهء نگاشته و آن ديباچه را باسم مرحوم صدر اعظم موشح نموده است اگرچه مقدمهء آن ديباچه از ذى المقدمه بيشتر است ولى باندازهاى در آن ديباچه فصاحت و بلاغت و براعت استهلال و اصطلاحات علوم نگاشته است كه زبان از توصيف آن عاجز است جز اين ديباچه ديگر كتابى مستقلا باسم صدر اعظم نگاشته نشده است . مرحوم حاجى ميرزا محمد خان مجد الملك منشآتى در شكايت زمان و شرح حال وزرا و اعيان نگاشته است كه دست هيچ مترسل
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٩٤