شدند . علاوه بر اينها جمعى را همه ساله از خود نقدا و جنسا وظيفه ميداد سالى چند هزار خروار غله از املاك خود براى مردم وظيفه برقرار كرده بود در سالى كه گرانى شد گندم خروارى چهل تومان قيمت پيدا كرد انباردار او عرض نمود كه گندم و جو قيمت پيدا كرده خوب است بارباب وظيفه سركارى عوض جنس به قيمت سالهاى گذشته در امسال نقدى بدهيم مستوفى الممالك به او تغير كرده فرمود مرد كه مردم همه ساله از من جنس وظيفه داشتهاند امسال كه گندم قيمت دارد چگونه به آنها نقدى بدهم كه فايده و حيات آنها در هذه السنه بگندم است خزدوز او ميگفت كه من علاوه بر مزد خود همه ساله دو خروار گندم وظيفه داشتم در سنوات گرانى هم باز به من گندم دادند كه دو خروار آن هشتاد تومان قيمت داشت و اگر آن گندم به من نميرسيد با اين كسب خود بايد به هلاكت رسم .
مرحوم صدر اعظم هرگز بكسر مواجب دوست و دشمن خود راضى نشد و تا ميتوانست مردمان را نان ميداد سفرهء او هميشه گسترده بود هر زمان كه خودش هم بمهمانى يا اندرون بود على الرسم همان سفره را بدون كسر و نقصان ميگستردند و مردم در خانهء او صرف طعام مينمودند پيشخدمتان او در آن روز بيشتر مواظب خدمت بودند كه مبادا كسى را در غياب آقا رنجشى پيدا شود و تعليقه كمتر بولايات ميفرستاد ولى اگر يك تعليقه او را در باب مواجب و تخفيف ماليات بحكام ولايات ميبردند آن تعليقه مثل فرمان سند بود و بهيچوجه انكار بظهور نميرسيد و به همان تعليقه مواجب و تخفيف بمردم داده ميشد بواسطهء ضعف بنيهاى كه داشت كمتر بدربخانه ميآمد در خانه خود نشسته بود و امور هركس را فيصل ميداد و اگر در مطلبى محتاج بعرض ميشد مستدعيات مردم را بخاكپاى مبارك همايونى راپورت كرده در جواب تمام مطالب بطور مساعد دستخط مبارك شرفصدور مىيافت . غير از مواجب و مرسوم و استصوابى در سال دوازده هزار تومان فقط به جهت صرف ناهار مجلس دربار از دولت بصدر اعظم داده ميشد كه بمصارف اين كار برساند وى دينارى ازين تنخواه را حيف و ميل نميكرد و نقدا اين مبلغ را بگماشتهء خود مختار خان ميداد كه در كارخانهء او طبخ ميكردند
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٩٣