صدر اعظم كند بعد از ورود طهران آن بيچاره مرد و به مقصود نرسيد بعد ميرزا آقا خان را بتوقف اصفهان فرستادند در زمان توقف او باصفهان حاجى عليخان مرحوم اعتماد السلطنه والد مؤلف در طهران وكيل كارهاى او بود و سمت خيرخواهى به او داشت و به اين واسطه منصب وزارت عدليه خود را هم از دست داد تفصيل اين اجمال آنكه دستخط التفاتى بلكه وعده و نويدى بتوسط حاجى عليخان اعتماد السلطنه بميرزا آقا خان داده شد حامل اين دستخط محمد رحيم بيك قزوينى جلودار خود اعتماد السلطنه مرحوم بود او دو روزه باصفهان رفت و دستخط را رسانيد . بيچاره ميرزا آقا خان كه مشهور بحب فرزند خود مرحوم ميرزا كاظمخان نظام الملك بود اين دستخط را به او نمود ، آنمرحوم كه در كارهايى فرصت بود بىمحابا تفصيل را بميرزا زكى پيشكار امير اصلانخان مجد الدوله كه حاكم اصفهان بود اظهار داشت و ميرزا زكى هم ( ضياء الملك ) فى الفور حكايت را از براى مجد الدوله بيان كرد مجد الدوله بچاپارى يكى از نوكران خود را نزد مرحوم عين الملك كه خوان سالار بود و وصلت نواب عليه عاليه عزت الدوله دامت شوكتها را فراهم آورده بود فرستاد و پيغام داد كه ميرزا آقا خان صدر اعظم شد و البته در صدارت خود به جهت استقلال كار نظام الملك نواب عزت الدوله را به نكاح او در خواهد آورد و شماها را معدوم خواهد ساخت عين الملك وزرا را جمع كرد همگى در قصر قاجار جمع شدند و متفقا همقسم شدند و عريضه استعفا بخاكپاى همايونى نوشتند موكب همايون در كلاردشت به ييلاق بود اين عريضه را گماشته فرخ خان امين الدوله حامل بود عريضه كه به لحاظ مبارك رسيد سبب معلوم شد مرحوم عبد العليخان اديب الملك برادر نگارنده را از آنجا به طرف شهر طرد فرمودند و حاجى عليخان اعتماد السلطنه مرحوم والد مؤلف را از منصب وزارت عدليه معزول نمودند و دستخطى بوزرا صادر شد كه اين فقره از مجعولات حاجى عليخان است و الا ما بهيچوجه خيال آوردن ميرزا آقا خان را نداريم مرحوم اعتماد السلطنه در دوستى با ميرزا آقا خان و اطاعت امر ولينعمت و عداوت ساير وزرا را از آن ببعد واقعا خانهخراب شد خلاصه ميرزا آقا خان هم بعد از چندى بقم آمد و برحمت ايزدى پيوست و صورت فرمان صدارت ميرزا آقا خان
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٤٤