دويست و شصت و چهار كه قشون و اهل نظام بر ميرزا تقى خان اتابك اعظم شورش كردند و قصد قتل و عزل او را نمودند ميرزا آقا خان وزير لشكر حسب الامر رفع اين شورش و فساد كرده بتدبيرات صائبه سپاهيان را آسوده نمود و آنها را با اتابك اعظم التيام داد و اعليحضرت شهريارى برحسب دستخط و وعدهاى كه در ايام ولايت عهد بميرزا آقا خان داده بودند بر مدارج ايشان افزوده ايشانرا در سنهء هزار و دويست - و شصت و پنج باعتماد الدوله ملقب فرمودند و همه كس داند كه از اوان صفويه تا زمان ميرزا آقا خان وزير لشكر لقب اعتماد الدوله مخصوص و منصوص صدر اعظم بوده است و بكس ديگر اين لقب را نميدادهاند و در دولت قاجاريه اول كسى كه اين لقب را يافت حاجى ابراهيم خان صدر شيرازى و در ثانى ميرزا آقا خان وزير لشكر بوده است و قبل از آنكه او را ظاهرا صدر اعظم گويند باعتماد الدولهاش ملقب ساختهاند و اين لقب تلميح و اشاره بصدارت او بوده است و او پيش از صدارت هم رتبت افزون داشته و با ميرزا تقى خان اتابك اعظم معاضد و مساعد بوده و طريق صواب و مسلك نجاح پيموده است بلكه قبل از ميرزا تقى خان اتابك اعظم هم در عهد حاجى ميرزا آقاسى شخص اول رتبهء صدارت داشته است و اظهار داعيه نموده است و همان ستيزه و مكابره با حاجى ميرزا آقاسى باعث شد كه او را بكاشان فرستادند . حاجى ميرزا آقاسى وقتى دهان خود را كج كرده تقليد ميرزا آقا خان را درآورده بود و گفته بود آئينه بياورند كه ميرزا آقا خان تركيب خود را ببيند ، ميرزا آقا خان هيچ ملاحظه از او نداشته گفته بود بفرمائيد دو آينه بياورند كه شما هم خودتان را ملاحظه نمائيد .
در بيست و پنجم محرم الحرام هزار و دويست و شصت و هشت كه ميرزا تقى خان اتابك اعظم از صدارت معزول شد از روى استحقاق و كفايت كار صدارت بميرزا آقا خان اعتماد الدوله نورى تعلق يافت و او را صدر اعظم لقب دادند .
در ششم ماه صفر كه عيد ولادت سلطانى بود او را به اين پايگاه رسانيدند و جبهء ترمه شمسهء مرصع مكلل بالماس و ياقوت به او مرحمت شد و او بدوا قبول صدارت نميكرد ، آخر الامر با دولت دو شرط كرد : يكى آنكه ميرزا تقى خان اتابك
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٣٦