و رأى جديدى ابراز كرد و همگى بقول وزير لشكر تصديق كردند و در طرز محاصره هرات و فتح غوريان به رأى ميرزا آقا خان عمل نمودند و وزير لشكر درين فقره زياده از حد طرف اعتماد و اعتقاد حضرت سلطانى واقع شده و باينواسطه حاجى ميرزا آقاسى از او انديشه كرد و درصدد دفع او برآمد و روز بروز كار ميرزا آقا خان بالا ميرفت و از حاجى ميرزا آقاسى بحضور شاهانه سعايت ميكرد يعنى خبط و خطا و خيالات فاسده اللهقلى ميرزاى ايلخانى را بعرض ميرسانيد ، حاجى ميرزا آقاسى بحضور شاهانه پيام كرد كه امروز ميرزا آقا خان وزير لشكر در مملكت وزيرى ديگر است و مردم او را از من افزونتر دانند يا او را از مداخلهء امور دولتى باز داريد يا مرا بكنج انزوا گذاريد ، شاهنشاه غازى كه در آنروزگار عليل بودند و نيز به حاجى عقيدهء عالم ارشادى داشتند عزل او را موجب اخلال مملكت شمردند لهذا مقرر داشتند كه وزير لشكر را تنبيه كردند و قرار دادند كه چندى متوقف كاشان باشد و هر وقت مقتضى شود باز بسر خدمات آيد . ميرزا آقا خان وزير لشكر با برادر بزرگتر از خود ميرزا فضل اللّه امير ديوانخانه به طرف كاشان شتافتند و كار وزارت لشكر را بعهدهء برادر ديگر خود ميرزا فتح اللّه گذاشتند و منتظر شدند كه بار ديگر روزگار چون شكر آيد چون نوبت سلطنت را بنام مظهر نصر و اقبال يعنى اعليحضرت ناصر الدين شاه روحنا فداه زدند ميرزا تقى خان كه از تبريز در ركاب همايونى بطهران آمده بود در همان ليلة الجلوس خلعت صدارت پوشيد و ميرزا آقا خان وزير لشكر چون اين مژده بشنيد و مانع خود يعنى حاجى ميرزا آقاسى را معزول و مفقود ديد بطهران آمدند ، بعضى از وزرا كه از او بيمى در دل داشتند سعايت كردند و كارى از پيش نرفت و ميرزا تقى خان اتابك اعظم فقط در كار آذربايجان بصير بود و از جمع و خرج ايران و شناختن خوب و بد اين و آن اطلاعى كافى و استحضارى وافى نداشت و با اينحال چون صدارت يافته بود خواست كه خبط و خطائى نكند و در جميع امور بصير باشد لهذا بناى همراهى و دوستداريرا با ميرزا آقا خان وزير لشكر گذاشت و در كار او تخريب نكرد و به همدستى و همراهى وزير لشكر كار لشكر و كشور بساخت و زنگ غوايت را از آئينه ملك پرداخت و در سنه هزار و -
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٣٥