تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
كفايت مىكند و در اين تغيير و تبديل منتى بسر بعضى از مردم دارد ، كه به‌طور سهولت بدون اينكه تحصيل سواد كند ، از عربيت مطلع نشده به خط فقط و املاء غلط ، خود را منشى ميخواند و نانى مىخورد « 1 » و نيز شيوهء خط تحرير را هم طور ديگر قرار داد كه با قوت دست ، هر كلمه به هرطور نوشته شود مطلوب آيد و منشيان مقيد به اين نباشند كه حتما در تحريرات دهنهء نون سه نقطه بخورد و از كشيدهء سركش كاف بيرون آيد خود آن مرحوم هرچه نگاشته است الآن جزو قطعات است كه جزو مرقعات ضبط كنند . در عربيت ، علم ادب و انشاء خطب و نظم و نثر عرب و عجم ، به طورى احاطه داشت كه محتاج به توصيف نيست ، منشآت و اشعار او در همه جا منتشر و پراكنده است كه مستغنى از تعريف هستند ، به طورى در انشاء قادر بوده است ، از آخر مطلب شروع به نوشتن مىكرده و به اول عنوان كاغذ ميرسانيده است . بدوا در اشعار خود مجنون تخلص مىكرده‌اند و بعد تغيير يافته مبشر قرار داده‌اند ، تخلص معروفشان ثنائى است . چنانچه در نظم و نثر ايشان كه در كتاب منشآتشان كه به چاپ رسيده ، همه‌جا در نظم ثنائى و در نثر ثنائى ، مجالس خود را خوانده‌اند . از هوش او چنين حكايت كنند كه وقتى نزد پدرش نشسته بود مرحوم ميرزا حسن قصيدهء در مدح ميرزا بزرگ قائم مقام اول ، انشاء كرده بود به نزد او آورد و خواند و مطلوب واقع شد . ميرزا بزرگ روى خود را به ميرزا ابو القاسم قائم مقام كرده ، محض تشويق بطور توبيخ مىگويد ، اينطور بايد كار كرد و خود را با كمال
هامش
( 1 ) - مرحوم اقبال آشتيانى در كتاب « ميرزا تقى خان امير كبير » مىنويسد : « . . . ميرزا بزرگ قائم مقام و پسرش ميرزا ابو القاسم در تربيت عموم مردم ، خاصه متعلقان و حواشى خود بينهايت ساعى بودند و جد بليغ مىنمودند ، مخصوصا ميرزا ابو القاسم قائم مقام در تعليم و مشق امير كبير مواظبتى بكمال داشت و چون امير هم شوق و هوشى مفرط به تحصيل خط و سواد نشان مىداد ، بتدريج ترقى كرد و در حفظ كردن منشآت قائم مقام اصرارى داشت و همان براى او مايهء سواد شد و آثار اين منشآت به خوبى در نوشته‌هاى امير ، هويداست و جزالت عبارت و موجزنويسى او كاملا زادهء آشنائى كامل آن مرد به منشآت مرحوم قائم مقام است . ( ص 5 كتاب ميرزا تقى امير كبير ، چاپ دانشگاه تهران . )