بدسگال ، قريب بيست نفر را بر خاك هلاك انداخته - به ضرب گلوله تفنگ به دار البوار و اصل مىساخت ، و مكرر زبان الهام ترجمان را به كلام معجز نظام :
فَضَّلَ [ اللَّهُ ] الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ
گشوده ، لوازم كوشش نموده ، از آنجا كه خامه تقدير و قضا ، نامهء حيات آن يگانه گوهر درج غيرت و مردانگى را در نوشته ، به اختتام رسانيده بود - با وصف اينكه آن ضعفا - از چنگ آن طايفه شقاوت نشان امان يافته ، و چنانچه عزيمت رفتن مىنمود - با چنان تند رفتار صبا كردارى كه در زير ران آن يگانهء زمان بود - مراكب جماعت بلوچ را قدر توانائى و قدرت نبود كه به گرد توسن صاعقه كردار او توانند رسيد - ليكن غيرت مردانگى دامنگير ، و از فرار از نزد آن قوم شقاوت كردار عار نموده در جهاد با آن گروه قساوت نهاد كوشيده ، تا اين كه ، طرف عصرى ، دو نفر از آن طايفه شقاوت اثر ، عمامهاى خود را - كه به اصطلاح بلوچ فوطه مىگويند - بر روى سنگى عظيم گذارده ، و آن شاهباز اوج جلالت و فتوت فوطههاى آن ملاعين را به نظر آورده ، هدف گلوله ، و آن ملاعين ، رودخانه را كمين كرده از طرف پشت او درآمده ، به ضرب گلوله تفنگ جانستان ، نخل قامت رعناى آن نونهال حديقه جلادت را از پا انداخته ، به ارّهء بيداد و تيشه شقاوت و عناد منقطع ساختند .
و از قضاى فلكى در غروب آفتاب شب جمعه پانزدهم شهر رمضان المبارك در خدمت با رفعت جناب حضرت سيد الشهدا عليه الصلاة و السلام ، به افطار صوم اقدام نموده ، به درجهء اعلى و مرتبه قصوى شهادت فايز گرديده ، و بعد از آنكه آن طايفه شقاوت نشان به سر نعش آن سرو رياض جلالت آمده ، تحقيق نموده بودند - معلوم شده بود كه [ برادر ] ميرزا عبد الواحد مينباشى [
b
84 ] خلف ميرزا عبد الرشيد را مقتول ساختهاند .
امير عرب ، و امير خليل سركردگان طايفه ميشومه ، از اين مقدمه بسيار