سيستان و فراه [
a
62 ] و دار السلطنه هراة را محكوم اختيار او فرموده ، اعلام ظفر فرجامش فلكفرسا گرديده ، صفوف سپاه را آرايش داده ، به استعداد هرچه تمامتر در كنار ارغنداب نزول اجلال نموده ، ضابطه تمام در ترتيب سپاه و نزول هريك به مكان مناسب مرعى داشتند .
و آن شب با خوانين و سرداران جلالتنشان ، در خصوص آداب رزم و سپاهدارى مشاوره ، و به هريك موافق صلاح دين [ و ] دولت در باب حزم و احتياط ارشاد مىفرمودند .
[ جاى تيتر سفيد ]
ميرويس آمد
به تاريخ صبح چهارشنبه سيزدهم شهر رجب المرجب 1122 ، « 1 » در هنگامى كه رايات سعادت آيات بيضاء در جولان آمده ، خورشيد ظفر از افق نصرت طلوع نمود ، قراولان ظفرشعار و بهادران ضيغم شكار ، وارد حضور ، و به عرض رسانيدند كه اميرويس مردود با سپاه عاقبت نامحمود ، عازم محاربه ، و نزديك رسيدهاند .
در ساعت ، طبّالان را به نواختن طبل و توپچيان و تفنگچيان را به استعداد و انداختن توپ و تفنگ ، و ساير سپاه نصرت شعار را به تهيه جنگ مأمور ، و به آرايش صفوف توجه فرموده ، به دستور سروران فريدونفر ، ضوابط سپاهدارى را ملحوظ خاطر آفتاب اثر فرموده ، در كنار ارغنداب مستعد درنگ و شتاب شدند - كه ناگهان علامت سپاه نكبت همراه افاغنهء ملاعنه ميشومه ، و اعلام شقاوت انجام اميرويس مخذوله نمودار گرديد .
از طرفين نايره حرب و جدال به نوعى ملتهب و مشتعل گرديد كه انطفاى آن به هيچ نهج صورتپذير نمىگرديد :
هامش
( 1 ) - 28 اوت 1710 م .