زور خوابيده
بعد از مراسم سوگوارى و تعزيتدارى ، تمامى خوانين و سركردگان با يكديگر مشورت و اتفاق نموده - كه به هيأت اجماعى عازم قندهار ، و در مقام مكافات و انتقام برآمده [ كه ] از اميرويس و تابعين او انتقام كشيده ، قلعه قندهار را انتزاع ، و به تصرف اولياى دولت قاهره درآورده ، چگونگى را به پايه سرير اعلى عرض نمايند .
[ جاى تيتر سفيد ]
نظر به مراسم دولتخواهى و اخلاص به آستان گردون مناص بندگان خان عظيم الشان منصور خان ، و جعفر خان سيستانى ، و على قلى خان - برادرزاده كامكار خان مرحمتنشان ، و ساير خوانين جماعت سركردگان ، چون از مقدمه خبر قتل نواب خانى مطلع شدند ، با يكديگر اتفاق ورزيده ، از راه وفاق به عزيمت حرب اهل نفاق همگى مصمم گرديده ، به جمعيت بىشمار ، روانه قندهار گرديدند - كه با اميرويس و متفقين او بناى مجادله و محاربه گذارند .
و اكثرى از عمله و قشونى كه در ركاب بندگان سپهسالار در ارغستان و ساير محال مأمور خدمات مىبودند - كه در هنگام قتل نواب مرحمت مآب معظم اليه آنها را [ لخت ] [
b
55 ] و عريان مرخّص نموده بودند - نيز وارد حضور خوانين معظم اليهم ، و گزارش احوال و جمعيت اميرويس را به ايشان حالى نموده ، خوانين و خواتين مزبوره با جمعيت تمام وارد قندهار ، و در اطراف قلعه نزول [ نمودند ] .
و از آن طرف ، اميرويس نيز در استحكام قلعه و انتظام امور خود پرداخته ، حسب الواقع از انضباط قلعه خاطر [ جمع ] ، با توپ و توپخانه و استعداد تمام با موازى ده هزار نفر تفنگچى قدرانداز - به عزيمت محاربه خوانين و غازيان ، از قلعه بيرون آمده ، در سه فرسخى ، لوازم كوشش