تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
فصل . و از آداب مريد آن بود كه صدر نجويد و خويشتن را شاگرد و مريد نطلبد كه مريد چون مراد گردد پيش از فرومردن بشريّت او و زائل شدن آفت ازو ، او محجوب بود از حقيقت ، و از اشارت و تعليم او هيچ‌كس را فايده نباشد « 1 » . فصل . [ و ] چون مريد خدمت درويشان كند خاطر « 2 » درويشان ، رسول ايشان بود به دو « 3 » ، بايد كى مريد مخالفت آنچه بر باطن او درآيد از حكم خلوص در خدمت نكند و بذل وسع و طاقت بجاى آرد « 4 » . فصل . و از حكم مريد آن بود كه چون خدمت درويشان كند صبر كند بر جفاى ايشان كه با او كنند ، و اعتقاد كند كه روح خويش را بذل كند در خدمت ايشان و ايشان او را بر آن شكر نكنند و او باز آن همه از تقصير خويش عذر خواهد ، و بر خويشتن از جنايت اقرار كند تا دل ايشان خوش باشد و اگرچه داند كه او بريء السّاحه است . از استاد امام ابو بكر فورك رحمه اللّه شنيدم كه گفت در مثل است كه چون بر زخم كدينه صبر نتوانى كردن چرا بجاى سندان باشى « 5 » و درين معنى گفته‌اند :
هامش
( 1 ) - مب : فصل و از آداب مريد آنست كى تعرض تصدر نكند و ايشان را شاگرد و مريد نباشد كى مريد چون مراد گردد پيش از جهود ( ظ : خمود ) بشريت وى و سقوط آفت وى محجوب گردد از حقيقت و هيچ كس فايدت برنگيرد به اشارت تعليم وى . ( 2 ) - مب : خواطر . ( 3 ) - مب : است بوى . ( 4 ) - مب : مريد بايد بودن كى آنچ وى حكم كند بر وى آن را خلاف نكند از خلوص در خدمت و بذل وسع طاقت . ( 5 ) - مب : فصل و از نشان مريد چون طريقش خدمت فقراست آنست كى صبر كند بر جفاء ايشان با وى و آنك اعتقاد كند كى جان در خدمت ايشان بذل كند و آن را هيچ اثر نباشد و از تقصير خويش عذر خواهد و بر حيلت خويش مقر آيد دل خوشى ايشان را و اگرچى داند كى وى برى ساحت است ، از استاد امام ابو بكر فورك شنيدم كى گفت در مثل است كى چون طاقت مطرقه ندارى سندان چرا باشى .