تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
مگر « 1 » از پير خويش [ كه نگاه نبايد داشت « 2 » ] [ و ] اگر نفسى از نفسهاى « 3 » خويش از پير پنهان دارد او را « 4 » خيانت كرده باشد ، بايد كى هرچه او را فرمايد آن را گردن نهد به عقوبت آن خيانت كه كرده باشد امّا به سفرى كه او را تكليف كند يا آنچه فرمايد از پى آن شود « 5 » . و روا نبود كه پير زلّت از مريدان اندر گذارد زيرا كه ضايع كردن حق خداى بود جلّ جلاله و تا آنگه كه مريد از همه علاقتها بيرون نيايد روا نبود كه پير او هيچ‌چيز تلقين كند از ذكرها ، بلكه واجب بود كه تجربت كند او را ، چون مريد را اندر آن صادق يابد و عزم وى درست بود شرط كند با وى كه هرچه پيش آيد اندر طريقت راضى بود از قضاهاى گوناگون ، عهد كند با او كه ازين طريقت برنگردد به هرچه او را پيش آيد از سختى و ذلّ و درويشى و درد و بيمارى « 6 » و [ آنك ] بدل ميل نكند به‌آسانى « 7 » ، و [ شهوات و ] رخصت نجويد ، و تن آسانى و كاهلى پيشه
هامش
( 1 ) - مب : سر خويش نگاه داشتن الا . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : يك نفس از انفاس . ( 4 ) - مب : وى را در صحبت . ( 5 ) - مب : و اگر در آنچ پيرش اشارت كرده بود مخالفتى افتد بايد كى پيش شيخ مقر آيد در وقت پيش از آنك شيخ بر وى حكم كند مخالفت و خيانت را ، منقاد باشد و گردن نهد اما به سفرى كى فرمايد و يا آنچ مصلحت حال وى در آن بود . ( 6 ) - مب : و پيران و مشايخ را نشايد تجاوز كردن از زلات مريدان از بهر آنك تضييع حق خداى كرده باشند و تا مريد از همه علايق مجرد نشود ( روا نباشد ) كى پير وى را ذكر تلقين كند چنان بايد كى امتحان كند وى را و مىآزمايد چون دلش گواهى دهد بر صحت عزم مريدان بهنگام با وى شرط كند كى رضا دهد بهرچ وى را پيش آيد از سختى و صبر و ذل و بيمارى و رنج و درد . ( 7 ) - مب : به‌آسانى نگردد .