تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
از خود همىگويم املا توانم كرد « 1 » عبد اللّه برخاست و بفضل [ و بزرگى و زيركى وى ] اعتراف كرد « 2 » [ و علوّ حال او « 3 » . ] چون اصل « 4 » اين طايفه درست‌ترين اصلهاست « 5 » و پيران « 6 » ايشان بزرگترين مردمانند و علماء ايشان داناتراند « 7 » مريدى را كه او را ايمان بود بديشان اگر از اهل سلوك بود خواهندهء مقصود ايشان ، او با ايشان شريك بود در آنچه ايشان را بدان مخصوص گردانيده‌اند بدان ، از مكاشفات غيب ، محتاج آن نبود كه خويشتن را طفيلى مىكند بر كسى « 8 » كه او خارج ازين « 9 » طائفه بود و اگر اين مريد ، طريق او طريق تقليد بود [ و ] به حال خويش مستقلّ نبود [ و ] خواهد كه بر راه تقليد رود « 10 » تا [ آنگاه « 3 » ] كه بتحقيق رسد ، گو [ پيران « 3 » ] سلف را مقلّد باش [ و ] بر طريقت ايشان « 11 » مىرو كه آن او را اولىتر از ديگر طريقتها « 12 » .
هامش
( 1 ) - مب : اگر من مىدانم اين سخن تا املى كنم . ( 2 ) - مب : اقرار داد . ( 3 ) - مب : ندارد . ( 4 ) - مب : اصول . ( 5 ) - مب : اصولهاست . ( 6 ) - مب : مشايخ . ( 7 ) - مب : عالم‌تر خلق‌اند . ( 8 ) - مريدى را كى به ايشان ايمان بود اگر روندهء راه ايشان بود بايد كى مانند ايشان بود در آنچ بديشان مخصوص‌اند از مكاشفات غيب و محتاج نباشد كى طفيلى بود كسى را . اصل : بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 9 ) - مب : كى نه ازين . ( 10 ) - مب : و لكن مريدى بود كى طريقش اتباع و پس روى بود و مستقل نبود به حال خويش ( اصل ، مب : مستقيل ) و خواهد كى تقليد كند ايشان را . ( 11 ) - مب : بر طريق اين طايفه . ( 12 ) - مب : كى ايشان بوى اولاترند كى ديگران . متن عربى ، نسخهء بغداد : فانه اولى بهم من غيرهم . چاپ مصر ، شرح زكريا : فانهم اولى به من غيرهم . اصل : با هيچ يك مطابق نيست .