هيچچيز بر وى مسلّط نكردندى « 1 » [ و اين خبر معروفست « 2 » ] .
و روايت كنند كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم علاء [ بن ] الحضرمى « 3 » را به غزا فرستاد ، دريايى پيش آمد كه ايشان را از آن بازداشت ، آن مرد نام مهين دانست ، دعا كرد و بر آب همه برفتند .
و روايت كند عتّاب « 4 » بن بشير و اسيد بن حضير از نزديك پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم بيرون شدند ، هر دو پيش رسول صلّى اللّه عليه و سلّم بودند ، مشورتى مىكردند چون بيرون شدند شبى تاريك بود ، سر عصاى هر يكى مىدرخشيد چون چراغ .
و روايت كنند كه ميان سلمان و ابو دردا [ رضى اللّه عنهما ] كاسهء نهاده بودند « 5 » كاسه تسبيح كرد چنانك ايشان هر دو « 6 » بشنيدند .
[ روايت كنند از رسول صلّى اللّه عليه گفت ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لا يؤبه له لو اقسم على اللّه لابرّه « 7 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : وى شير را از راه ايشان براند و گفت آنچ پسر آدم از آن بترسد خداى او را بر وى مسلط كند و اگر وى جز از خداى ترسيدى ( ظ : نترسيدى ) هيچچيز را بر وى مسلط نكردى .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - اصل : علاء الحضرمى . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 4 ) - اصل : عباد . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 5 ) - مب : بود .
( 6 ) - مب : همه .
( 7 ) - متن عربى ، اضافه دارد : و لم يفرق بين شىء و شىء فيما يقسم به على اللّه . و هذه الاخبار لشهرتها اضربنا عن ذكر اسانيدها . اى بسا مرد ژوليده موى گردآلود كهن جامهپوشى كه هيچكس پرواى وى نكند كه اگر خدا را سوگند دهد و چيزى خواهد خداى حاجت وى برآرد و سوگندش به راست دارد . و پيغامبر عليه السلام فرق ننهاد ميان آنچه اين بنده از خدا خواهد و آن دليل است كه دعاء وى شايد كه در هر موردى مستجاب شود . و ما سندهاى اين روايات را بسبب شهرتى كه داشت ياد نكرديم .