و امّا [ امام ] شافعى رضى اللّه عنه حرام نداشتى « 1 » و [ لكن ] عوام را مكروه داشتست « 2 » چنانك اگر كسى آن را پيشه گرفتست و بر آن ايستادست بر روى لهو ، گواهى او ردّ كرده است « 3 » و بىمروّتى نهاده [ است ] و لكن از جملهء آن ننهاده است كه حرام بود « 4 » .
[ استاد امام گويد كه سخن من نه درين نفى است در سماع كه ] رتبت « 5 » اين طائفه برتر از آن بود كه سماع ايشان بر لهو بود يا نشستن « 6 » ايشان [ اندر سماع « 1 » ] بسهو بود يا اندر انديشهء دل ايشان لغو « 7 » بود [ يا سماع ايشان بر صفت غير كفو « 8 » بود « 1 » ] .
و از ابن عمر رضى اللّه عنهما اثرها همىآيد « 9 » اندر [ اباحت « 1 » ] سماع و همچنين از عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و از عمر رضى اللّه عنهم در حدا و غير آن « 10 » . و پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم اشعار برخواندندى و او از آن بازنداشت « 11 » .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : دارد .
( 3 ) - مب : تا پيشه نگيرد و چون دوام بسماع مشغول گردند بر سبيل لهو گواهى دادن ايشان رد كند . اصل : بمتن عربى نزديكتر است .
( 4 ) - مب : و لكن از جملهء محرمات ( نه ) نهاده است .
( 5 ) - اصل : و رتبت .
( 6 ) - مب : نشست .
( 7 ) - مب : و يا تذكر انديشهء ايشان بلغو .
( 8 ) - اصل : غير و كفو . بقياس متن عربى اصلاح شد .
( 9 ) - مب : آمده است .
( 10 ) - اصل : اندر حدا خبر همىآيد .
( 11 ) - مب : و پيش پيغامبران ( ظ : پيغامبر . ) شعرها انشاد كردهاند و از آن نهى نكرده است .