تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
[ اتّفاق نيفتاد « 1 » ] ، اكنون چون بيافتم خويشتن از ميان بيرون بر و به سلامت برو « 2 » . [ بو عمران اصطخرى « 3 » گويد ابو تراب نخشبى را ديدم در باديه ، بر پاى ، جان به حق تسليم كرده و هيچ‌چيز او را نگاه نمىداشت « 1 » ] . از ابو نصر سرّاج حكايت كنند كه سبب وفات نورى اين بيت بود [ كه مىگفتند ] شعر :
لا زلت انزل من ودادك منزلا * تتحيّر الالباب عند نزوله
[ و چون ] اين بيت بشنيد وجدش افتاد روى بصحرا نهاد ، اندر نيستانى افتاد كه [ آن « 1 » ] بدروده « 4 » بودند و اثر آن نيها « 5 » چون شمشير تيز مانده بود [ او « 1 » ] در آنجا همىگرديد « 6 » تا بامداد [ و اين بيت همىگفت « 1 » ] و خون از هر دو پاش همىدويد و هر دو پاى وى آماس كرده بود پس « 7 » بيفتاد چون مستى و هر دو پاى وى تباه شد و در آن فروشد « 8 » او را بوقت نزع گفتند بگو لا إله الّا اللّه گفت نه با نزديك او « 9 » همىشويم . ابراهيم خوّاص برى « 10 » بيمار شد و علّت اسهال داشت هر مجلسى كه « 11 »
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : تو خويشتن را در ميان افكندى برو به سلامت . بمتن عربى نزديك‌تر است . ( 3 ) - اصل : بو عمرو اصطرخى . مطابق متن عربى اصلاح شد . ( 4 ) - مب : درويده . ( 5 ) - اصل : بدين آن نيها . ظ : و بن آن نيها . متن عربى : و بقى اصوله مثل السيوف . ( 6 ) - مب : مىدويد . ( 7 ) - مب : و پاىهاش آماه گرفت و . ( 8 ) - مب : و پاىها در آن بشد بمرد . ( 9 ) - مب : وى . ( 10 ) - مب : به شهر رى . متن عربى : فى المسجد الجامع بالرى . در مسجد جامع رى . ( 11 ) - مب : هر وقت كى به حاجت .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 529 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر