تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
و هم او گويد عصمت بود از ديدن همه آفريده‌ها . رويم گويد صوفى هميشه بخير بود تا ميان ايشان نقار بود چون صلح گرديد خير نبود در ايشان « 1 » ] . ابو تراب نخشبى گويد صوفى را هيچ‌چيز تيره نكند و همه تيرگيها بوى صافى شود و گفته‌اند صوفى را طلب رنجه نكند و سبب او را بر نه‌انگيزد « 2 » . ذو النّون را پرسيدند از تصوّف گفت قومى باشند ، خداى را بر همه چيزها برگزيده « 3 » [ و خداى ايشان را برگزيند بر همه چيزى « 1 » ] . واسطى گويد ميان اين قوم اشارت بودى « 4 » پس حركات [ شد « 1 » ] اكنون نمانده است مگر حسرات . [ نورى را پرسيدند كه صوفى كيست گفت آنك سماع شنود اسباب ايثار كند حصرى گويد كه صوفى آنست كه زمينش برنگيرد و آسمانش سايه نيفكند و اين اشارتست بمحو ] . و گفته‌اند صوفى آنست كه دو حال وى را پيش آيد يا دو خلق از هر دو يكى نيكوتر برگيرد « 5 » . شبلى را گفتند چرا نام كردند اين قوم را با اين نام گفت زيرا كه از نفس ايشان بقيّتى ماندست « 6 » و اگر نه آن بودى هيچ نام بر ايشان نيفتادى .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . متن عربى اضافه دارد : و قال الجريرى التصوف مراقبة الاحوال و لزوم الادب و قال المزين التصوف الانقياد للحق . و جريرى گفت تصوف مراقبت احوال است و لزوم ادب . و مزين گفت تصوف گردن نهادنست حق را . مب : پس از گفتهء بو تراب است . ( 2 ) - مب : نرنجاند و سبب وى را مزعج كند . اصل : مطابق متن عربى است . ( 3 ) - مب : ايشان قومىاند كى خداى تعالى را بر همه چيزى برگزيده‌اند . ( 4 ) - مب : اين قوم را اشارت بود . ( 5 ) - مب : آن بود كى دو حال يا دو خلق او را پيش آيد نيكوترين اختيار كند . ( 6 ) - مب : پرسيدند كى ايشان را اين نام چرا كردند گفت از بقيتى كى از نفس ايشان مانده بود .