تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
كتّانى گويد تصوّف خلق است و هركه بخلق بر تو زيادت آرد تصوّف زيادت آورد « 1 » . ابو على رودبارى گويد تصوّف آنست كه آستانهء دوست بالين كند و هرچند كه برانند نرود « 2 » . و گفته‌اند « 3 » زشترين همه زشتيها صوفيى بود بخيل « 4 » . [ و گفته‌اند تصوّف دستى بود تهى و دلى خوش . شبلى گويد تصوّف نشستن است با خداى عزّ و جلّ و ترا هيچ اندوه نه « 5 » . و هم او گويد « 6 » صوفى از خلق منقطع بود ، به حق نارسيده چنانك گفت و اصطنعتك لنفسى ترا براى خويش آفريدم تا طمعها از وى بريده شد پس از آن گفت لن ترانى . و هم او گويد صوفيان طفلانند اندر كنار حقّ تعالى . و هم او گويد وقت صوفى برقى بود سوزنده « 7 » .
هامش
( 1 ) - مب : هرچ خلق بيشتر بر تو زيادت كند از تو صوفىتر كى تصوف خلق است . اصل : مطابق متن عربى است . ( 2 ) - مب : فرو آمدنست بر در سراى دوست و اگرچى برانند . بمتن عربى نزديك‌تر است . متن عربى اضافه دارد : و قال ايضا صفوة القرب بعد كدورة البعد . صفاى نزديكى و وصال است پس از كدورت دورى و فراق . ( 3 ) - مب : و هم او گويد . اصل مطابق متن عربى است . ( 4 ) - مب : بخيل بود . ( 5 ) - متن عربى اضافه دارد . و قال ابن منصور الصوفى المشير عن اللّه فان الخلق اشاروا الى اللّه و پسر منصور گفت صوفى آنست كه اشارت او از سوى خداى بود زيرا خلق به خدا اشارت مىكنند . ( 6 ) - متن عربى : و قال الشبلى . ( 7 ) - متن عربى : التصوف برقة محرقة . تصوف برقى سوزان است .